تبليغاتX
انتظار سبز Green wait

انتظار سبز Green wait
دفاع خالص از مقام ولایت حضرت صاحب الامر (عج) 
قالب وبلاگ

 

اهل باطل در ظهور او شک می کنند

شیخ صدوق (رحمة الله) در کتاب «کمال الدین» از زراره نقل می کند که گفت :از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود :

همانا برای قائم (عج الله تعالی فرجه الشریف) قبل از قیامش غیبتی است .

به آن حضرت عرض کردم :چرا غایب می شود ؟

فرمود:می ترسد-و اشاره به شکم خود کرد –یعنی می ترسد که ستمگران درنده شکمش را پاره کنند .

سپس فرمود: یا زراره ، او همان امام منتظر است ، و کسی است که مردم در ولادت او شک می کنند بعضی از مردم می گویند که او هنوز در شکم مادر است، و عده ای گویند :غایب است، گروهی گویند:

هنوز متولد نشده است، وجمعی گویند:دو سال قبل از وفات پدرش بدنیا آمده است .

او همان است که انتظارش را باید کشید ،و خداوند تبارک و تعالی دوست دارد شیعیان را بوسیله او امتحان کند و در این امتحان است که اهل باطل دچار شک و تردید می شوند و بر عقیده خود ثابت نمی مانند .

زراره گوید: عرض کردم: فدای شما شوم؛ اگر آ ن زمان را درک کردم  چه کنم؟فرمود: ای زراره اگر به آن دوران رسیدی همواره این دعا را بخوان :

اَللّهُمّ عَرَفْني نَفْسَکَ، فَإنّکَ انْ لَمْ تُعَرّفْني نَفْسَکَ لَم أعرِف نَبِیّکَ، اَللّهُمّ عَرّفني رَسُولَکَ  فَإنّکَانْلَمْ

تُعَرَّفني رَسُولَکَ لَم أَعرِف حُجّتَکَ، اَللّهُمّعَرَفْنيحُجّتَکَفَإنّکَانْ لَمْتُعَرّفْنيحُجّتَکَ ضَلَلتُ عَن دیني.

پروردگارا؛ خودت را به من بشناسان، زیرا اگر مرا با خودت آشنا نکردی نمی توانم پیغمبرت را بشناسم. خدوندا فرستاده خودت را بمن بشناسان ، که اگر او را به من نشناسانی نمی توانم نماینده و جانشین او را که حجت تو است بشناسم ، خدایا حجت خود را به من بشناسان که اگر او را به من نشناسانی در دین خود دچار گمراهی خواهم شد .

سپس فرمود: ای زراره جوانی را حتما و ناگزیر در مدینه خواهند کشت .

عرض کردم: فدای شما شوم ، آیا او را لشکر سفیانی نمی کشند؟

فرمود: نه، او را لشکر بنی فلان می کشند ، او خروج می کند و مردم را دعوت بحق می کند تا این که وارد مدینه می شود، بطوری که مردم نمی دانند چرا و چگونه وارد شد؟ ولی آنجا او را گرفته و بدون جرم و گناهی به قتل می رسانند، وقتی او را از روی کینه و عدوات و مظلو مانه کشتند خداوند دیگر ستمکاران را مهلت نمی دهد، پس در این هنگام منتظر فرج باشید .

 

 

کمال  الدین:2/342ح24،بحار الانوار :52/142ح70مکیال المکارم :2/183ح1309،الکافی:

1/337ح5،الوافی:2/406ح3،اعلام الوری:431.

[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 10:45 قبل از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]
شايد شما هم تا به حال به اين مسئله فکر کرده باشيد که با وجود اهميتي که مسئله مهدويت و منجي آخرالزمان يعني امام زمان (عج)دردين اسلام دارد، پس چرا نامي از آن حضرت در قرآن نيامده است.
اگر به قرآن مراجعه کنيد، مي بينيد خداوند بارها و بارها، از پيامبران گذشته، حتي افرادي که پيامبر هم نبودند، اما کارهاي ارزش مندي انجام داده يا شخصيت هاي مهم و ارزش مندي بودند، نام برده است، اما نامي از امام زمان (عج)و قيام او نبرده و به اين مسئله مهم در قرآن اشاره اي نشده است.
در اين مقاله قصد داريم به سوالاتي در اين باره بپردازيم :

شيوه قرآن

براي پاسخ به اين پرسش بايد به شيوه بيان قرآن در پرداختن به معارف و مسائل ديني، نگاهي بياندازيم.
کساني که با قرآن آشنايي دارند، مي دانند قرآن کتابي براي بيان همه چيز نيست و چه بسا در مورد يک چيز به ظاهر ساده، توضيح مفصلي بدهد، اما درباره مسئله مهمي مانند نماز جز چند آيه مختصر، هيچ نامي نمي برد. حتي در قرآن کمترين توضيح و تبييني در مورد کيفيت خواندن نماز و شرايط و واجبات و حتي رکعت هاي نماز و مانند آن وجود ندارد. در نتيجه اين مسئله دليل بر بي اهميتي يک مسئله يا اهميت فوق العاده مسئله اي ديگر نيست.
پس نام نبردن از امام مهدي (عج) همانند نام نبردن از ساير امامان معصوم است که به هيچ وجه دليل بر بي اهميتي اصل امامت و جايگاه امامان ما نيست.

نام يا آرمان

نام امام زمان (عج) به صراحت در قرآن نيامده، اما حقيقت مهدويت و نجات نهايي بشر از دست ظالمان و زورگويان عالم و برقراري حکومت عدل جهاني که آرمان نهايي آن حضرت است، مسئله اي است که به صراحت در قرآن به آن اشاره شده است.
خداوند در قرآن مي فرمايد :«همانا در زبور بعد از ذکر (تورات ) نوشتيم که : بندگان شايسته ام وارث (حکومت ) زمين خواهند شد ».(1)
يا در جاي ديگري مي فرمايد :«ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم ».(2)
با دقت در اين آيات و مانند آن ها، به روشني در مي يابيم که قرآن به صراحت از نجات بشر در آخر الزمان و برقراري حقيقت و عدالت خبر داده است و اين چيزي جز همان حقيقت قيام منجي آخر الزمان، حضرت مهدي (عج)نيست.
سوال اين جاست که چرا خداوند در کنار اين مطالب، نام حضرت را هم به صراحت نبرد تا ابهام ها و ترديدها برطرف شود و يقين و ايمان همه بيشتر شود ؟
در پاسخ به اين سوال ها بايد روش هاي قرآن در معرفي انسان هاي خوب و وارسته را بيان کنيم. قرآن براي شناساندن اين گونه افراد، از سه راه استفاده کرده است :
نخستين راه، آوردن نام شخصيت مورد نظر است که بارها در قرآن از اين شيوه استفاده شده است. مانند :«نيست محمد مگر فرستاده اي که پيش از او هم فرستادگاني وجود داشتند ؟».(3)يا «ياد کن در اين کتاب، مريم را».(4)
شيوه دوم، بيان تعدادي افراد خاص است، بدون ذکر نام و نشان آن ها، قرآن از سرپرست هاي بني اسراييل با عدد نام مي برد، بدون آن که توضيحي از نام و شخصيت آن ها بدهد. مانند «و از بني اسراييل دوازده سرپرست برانگيختيم ». (5)
راه سوم، شناساندن ويژگي هاي فرد است که بهترين راه معرفي است، زيرا اين شيوه راه را بر سودجويان مي بندد، چون نام جعلي درست کردن و خود را هم نام يک فرد کردن، آسان است ؛ ولي ويژگي هاي هر فرد، مخصوص اوست و قابل تشابه و جعل نيست.
اين شيوه اي است که بارها قرآن کريم از آن استفاده، و براي نمونه، اهل بيت را در آيه هاي تطهير، مباهله، ولايت (6)و... با اين روش معرفي کرده است. امام مهدي (ع)نيز در قرآن با اين روش معرفي شده است.

حضرت مهدي (عج)در آيات قرآن

امامان معصوم، مفسران قرآن هستند و توضيح دقيق و تفسير کامل قرآن را بايد از زبان و بيان آن ها دريافت کرد. با مراجعه به روايات معصومان مي بينيم که در قرآن آيات بسياري وجود دارد که در ظاهر، عادي و معمولي به نظر مي رسد، اما در حقيقت اشاره به امام زمان (عج)، ياران او و قيام آن حضرت داد.
تا جايي که برخي علما، مجموع اين آيات را 132 آيه مي دانند که در مورد هر کدام، يک يا چند روايت در تبيين کيفيت ارتباط آيه با آن حضرت مهدي (عج)، نقل شده است.
دراين جا به ذکر چند روايت بسنده مي کنيم :
امام صادق (ع) درباره اين آيه که « او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند ».(7)فرمود : «به خدا سوگند ! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عج)به پا خيزد، هيچ کافر و مشرکي نمي ماند، مگر آن که خروج او را ناخوشايند مي شمارد.»(8)
امام باقر (ع)درباره آيه شريفه «بگو حق آمد و باطل از بين رفت، همانا باطل نابود شدني است »، (9)فرمود :«زماني که قائم (ع) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»(10)
امام سجاد (ع)زماني که اين آيه شريفه را قرائت کرد که «خدا به مومنان و شايستگان شما وعده داده که آنان را در زمين هم چون پيشينيان خلافت بخشد و دين مورد رضايت خود را براي آنان تمکين و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنيت تبديل کند تا مرا بپرستند و شرک نورزند »،(11)فرمود :«به خدا سوگند ! آنان شيعيان ما اهل بيت هستند، خداوند - آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را - به وسيله آنان و به دست مردي از ما، که مهدي اين امت است، تحقق خواهد داد ».(12)

دو نکته مهم

در کنار همه آن چه ذکر شد، دو نکته مهم را نبايد از ياد برد که شايد دليل نام نبردن از امام زمان (عج) و حتي ساير امامان در قرآن باشد و آن اين است که خداوند وعده داده، قرآن را از هر نوع تحريف و تغيير حفظ کند.(13)
خداوند مي تواند اين کار را از طريق معجزه و قدرت بي نهايت خود انجام دهد، اما خواسته از راه طبيعي و عادي اين کار صورت پذيرد و به همين خاطر زمينه هاي هر نوع تحريف و تغيير و دست بردن مغرضانه را از بين برده است.
در حقيقت اگر بنا بود نام امامان معصوم به خصوص امام زمان (عج) به صراحت در قرآن برده شود، احتمال اين که دشمنان اهل بيت در طول تاريخ در نسخه هاي قرآن دست ببرند و اين آيات را تغيير دهند، بسيار زياد بود و به همين دليل خداوند تنها به ذکر ويژگي هاي آنان بسنده کرده است.
از طرف ديگر، قرآن، کتاب هدايت و وسيله اي براي رشد و تکامل بشر است و هيچ رشد و تکاملي اتفاق نمي افتد، مگر از راه آزمون و امتحان. به همين خاطر ذکر نشدن نام امامان معصوم در قرآن، زمينه اي مهم براي آزمودن مسلمان هاست که آيا آن ها به روايات متعدد و شواهد و قرائن مختلف ايمان مي آورند يا به خاطر برخي احتمال ها و ترديدها و تنها به بهانه ذکر نشدن نام اين بزرگواران از اظهار حقيقت و ايمان به واقعيت خودداري مي کنند.

پی نوشت:

1.سوره انبيا، آيه 105.
2.سوره قصص، آيه 5.
3.سوره آل عمران، آيه 144.
4.سوره مريم، آيه 16.
5.سوره مائده، آيه 12.
6.سوره احزاب، آيه 32؛ سوره آل عمران، آيه 61؛
7.سوره توبه، آيه 105.
8.شيخ صدوق،کمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 670.
9.سوره اسراء، آيه 81.
10.الروضه، آيه 287.
11.سوره نور، آيه 55.
12.تفسير عياشي، ج 3، ص 136.
13.سوره حجر، آيه 9.

[ پنجشنبه 1391/02/07 ] [ 11:31 بعد از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]

شرف الدین نجفی (رحمةالله)در کتاب تاویل الایات در تفسیر آیات ابتدای سورۀ «فجر» از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود:

مقصود از {وَالفَجر} که خداوند به آن سوگندیاد نموده صبحگاه ظهور حضرت مهدی (ع) است ،مقصود از {وَلَیالٍ عَشر}یعنی«شب های دهگانه»،ائمّه طاهرین (ع) هستند ،و مراد از {وَالشَفع} که به معنای جفت و  زوج است امیر المومنین و فاطمه (ع) است ،و منظور از {وَالوَتر} که به معنای طاق و فرد است ذات مقدس پروردگار یکتا است ، ومقصود از {وَاللّیل إذا یَسر}«قسم به شب تار ؛ وقتی که به روز روشن مبدل شود »«دولة حبتر فهي تسري إلی قیام القائم»دولت عمر است  که تا حکومت نورانی مهدی موعود (ارواحنا فداه )امتداد می یابد. (1)

 

نعمانی (رحمةالله)در کتاب «غیبت» روایت کرده است که:امیرالمومنین علی(ع) نگاهی به فرزندش امام حسین (ع) کرد و فرمود :

این فرزندم سید و سرور قوم است همان طور که رسول خدا (ص) او راسید نامیده است ،خداوند از نسل او فرزندی به دنیا آورد که همنام پیغمبر اکرم(ص)است و از نظر شکل،شمایل،خلق و خوی به او شباهت دارد،و در هنگام غفلت مردم ، وقتی که از حق و حقیقت اثری نمانده،وظلم و ستم آشکار شده باشد خروج خواهد کرد ، و به خدا سوگند اگر خروج نکند او را گردن می زنند .

یفرح بخروجه اهل السماوات وسکّانها،و هو رجل أجلی الجبین ،أقنی الانف،ضخم البطن،ازیلالفخذین، بفخذه الیمنی شامة،أفلج الثنایا،یملأ الأرض عدلا کما ملئت ظلماً وجوراً.

آسمان ها و ساکنان آنها با ظهور او شادمان شوند،پیشانی او باز ، بینیش کشیده و باریک ،شکمش فربه و ران های او عریض است ،برروی ران راستش خال و علامتی است ،و دندان های مبارکش جدا از هم است و او زمین را پر از عدل و داد کند همان طور که از جور و ستم پر شده باشد .

 

 

1.تاویل الایات:2/792ح1،بحارالنوار:24/78ح19،تفسیر برهان:4/449ح1،المحجّة:250،و آیات  در سوره فجر:1-4می باشند.

2.غیبة نعمانی :214،بحار الأنوار :51/39ح19،اثبات الهداة:3/532ح464

[ سه شنبه 1391/02/05 ] [ 8:55 قبل از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]


روایت شده است: نخستین فردی که در روز قیامت برای او دادخواهی می کنند و درباره او داوری می نمایند، در مورد محسن فرزند علی ( علیه السلام ) است که درباره قاتل او، قنفذ حکم می شود، آن ها را می آورند و با تازیانه ای آتشین می زنند و اگر یک تازیانه از آن به تمام دریا بیفتد، همه آب آن ها از مشرق تا مغرب، به جوشش در می آید واگر آن را بر کوههای دنیا بگذارند، همه آن ها ذوب شده و به خاکستر مبدّل می گردند، قاتل محسن، قنفذ را با آن تازیانه ها می زنند.


همچنین در روایتی از امام صادق ( علیه السلام) نقل می کنند که فرمود: در روز قیامت، حضرت خدیجه و فاطمه بنت اسد ( مادر علی علیه السلام) محسن را حمل می کنند، آن ها گریه و ناله می کنند، مادرش فاطمه ( علیها السلام) این آیات را می خواند:


« هذا یَومُکُمُ الّذی توعَدون؛ این همان روزی است که به آن وعده داده شده اید» ( انبیا،104)


« یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَما عَمِلَت مِن سوءٍ تَوَدُّ لَو اَنَّ بینَها وَ بَینَهُ اًمَداً بَعیداً؛


امروز همان روزی است که هرکس آن چه را از کار نیک انجام داده، حاضر می بیند، و دوست می دارد میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیاد می بود». ( آل عمران، 30)
آنگاه امام صادق ( علیه السلام) آن چنان گریه کرد که محاسن شریفش از اشک، تر شد ، سپس فرمود:


« لا قَرّت عینٌ لا تبکی عِندَ هذا الذّکر؛ روشن مباد آن چشمی که هنگام ذکر این مصیبت ، گریه نکند». ( رنجها و فریاد های فاطمه،ص151)


الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا(س)، ص 386و 387

[ شنبه 1391/02/02 ] [ 9:35 قبل از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]
حضرت فاطمه عليهاالسلام :خداوند امر به معروف را براى اصلاح مردم قرار داد .

حضرت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :اى فاطمه! همه چشم‏ها در روز قيامت گريان است جز چشمى كه بر مصيبت‏هاى حسين بگريد

حضرت امام صادق عليه‏السلام :ما را حرمى است و آن «قم» است ، و به زودى بانويى از فرزندان من به نام فاطمه در آن دفن خواهد شد . هر كس او را زيارت كند ، بهشت بر او واجب شود .

حضرت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :به يقين خداوند با خشم فاطمه به خشم مى‏آيد و با خشنودى او خشنود مى‏شود .

حضرت امام صادق عليه‏السلام :همه شيعيان من با شفاعت او (فاطمه معصومه عليهاالسلام) وارد بهشت خواهند شد .

حضرت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :فاطمه پاره تن من و روشنى ديده و ميوه دل من است . آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى‏كند و آنچه شادش كند ، مرا شاد مى‏كند ؛ او نخستين كس از اهل‏بيت من است كه به من مى‏پيوندد . 

حضرت امام على عليه‏السلام :فاطمه همواره مظلوم و از حق و ميراث خود محروم بود .

حضرت امام مهدى (عج) عليه‏السلام :دختر رسول خدا (فاطمه) براى من سرمشقى نيكو است .

[ چهارشنبه 1391/01/30 ] [ 10:42 قبل از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]

مرثیه درباره ی صدیقه ی طاهره فاطمه زهرا (س)
در عزای فاطمه چون نای نی دم می زنم
اشک حسرت ریزم و آتش به عالم می زنم
تا بود جان بر تنم گویم که زهرا شد شهید
با غم و اشکم اساس کفر بر هم می زنم
من ندانم در جهان آخر مگر حرمت چه بود
که عمر از ضرب در پهلوی تو بشکسته بود
زد به بازویت چرا قنفذ سیاط ظلم و کین
میخ در بر سینه ی زارت چرا ماوی نمود
از چه رو بین در و دیوار محسن شد شهید
تا ابد ثلث ذراری در یم خون آرمید
آن که جبرائیل بی اذنش نشد وارد به بیت
هجمه بنمودند بی اذنش چرا قوم پلید
ای سماء خون از بصر بر دشت و بر هامون ببار
تا ابد ای چرخ اشک از دیده چون جیحون ببار
بهر مظلومیت دخت پیمبر در زمین
ای رهائی از بصر همواره سیل خون ببار
در حمایت از ولایت پهلوی زهرا شکست
سینه اش از میخ در آزرده و بازوش خست
گفت یا فضه خذینی محسنم گردید سقط
مرغ روحم کرد آهنگ جنان بالم شکست

[ پنجشنبه 1391/01/17 ] [ 11:29 قبل از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ

خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ

و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى

چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد

فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ

كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ

همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ

محمد و آل پاكيزه اش

[ جمعه 1391/01/11 ] [ 7:53 قبل از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا ثواب گريه بر آقا امام حسين عليه السلام زياد است ؟

سيد بحر العلوم رحمت الله عليه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه اُفتاد ، در بين راه راجع به اين مسئله كه گريه بر آقا امام حسين عليه السلام گناهان را مي‎آمرزد فكر مي‎كرد ، همان وقت متوجه شد كه شخص عربي ، سوار بر اسب به او رسيد و سلام كرد بعد پرسيد : « جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرو رفته‎اي ؟ و در چه انديشه‎اي ؟ اگر مسئلة علمي است بفرمائيد شايد من هم اهل باشم ؟ »

       سيد بحر العلوم عرض كرد در اين باره فكر مي‎كنم كه چطور مي‎شود خدايِ تعالي اين همه ثواب به زائرين و گريه كنندگان حضرت سيد الشهداء عليه السلام مي‎دهد ، مثلاً در هر قدمي كه در راه زيارت برمي‎دارند ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملشان مي‎نويسند و براي يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره‎شان آمرزيده مي‎شود ؟!

      آن سوار عرب فرمود ؟ « تعجّب نكن ! من براي شما مثالي مي‎آورم تا مشكل حل شود ، سلطاني به همراه درباريان خود به شكار مي‎رفت ، در شكارگاه از لشكريان دور شد و به سختي فوق العاده‎اي اُفتاد و بسيار گرسنه شد ، خيمه‎اي را ديد ، وارد آن خيمه شد ، در آن سياه چادر ، پير زني را با پسرش ديد ، آنها در گوشة خيمه بُز شيردهي داشتند و از راه مصرف شير اين بز زندگي خود را مي‎گذراندند ، وقتي سلطان وارد شد او را نشناختند ولي به خاطر پذيرائي از مهمان ، آن بز را سر بريدند و كباب كردند ، چون چيز ديگري براي پذيرائي نداشتند .

       سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد از ايشان جدا شد و هر طوري بود خودش را به درباريان رساند و جريان را براي اطرافيان نقل كرد ، در نهايت از ايشان سؤال كرد ؛ اگر من بخواهم پاداش ميهمان نوازي پيرزن و فرزندش را داده باشم چه عملي بايد انجام بدهم ؟

      يكي از حضّار گفت : به او صد گوسفند بدهيد ؟ ديگري كه از وزراء بود گفت : صد گوسفند و صد اشرفي به او بدهيد و يكي ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد .

      سلطان گفت: هر چه به آنها بدهم كم است ، اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كرده‎ام ، چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند ، من هم بايد هر چه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود »

      بعد سوار عرب به سيد فرمود : « حالا جناب بحر العلوم حضرت سيد الشهداء عليه السلام هر چه از مال و منال و اهل و عيال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر داشت ، همه را در راه خدا داد .

      پس اگر خداوند به زائرين و گريه‎ كنندگان آن حضرت اين همه اجر و ثواب بدهد نبايد تعجب كرد .

      چون خدا كه خدائي‎اش را نمي‎تواند به سيد الشهداء عليه السلام بدهد ، پس هر كاري كه مي‎تواند آنرا انجام مي‎دهد ، يعني با صرف نظر از مقامات عالي خودِ امام حسين عليه السلام به زوّار و گريه كنندگان آن حضرت هم درجاتي عنايت مي‎كند ، در عين حال اينها را جزاي كامل براي فداكاري آن حضرت نمي‎داند »

       وقتي شخص عرب اين مطالب را فرمود ، از نظر سيد بحر العلوم غائب شد و بعد ايشان متوجه مي‎شود كه آن سيد عرب آقا امام زمان عليه السلام بوده است .

       « بركات حضرت ولي عصر عليه السلام ، حكايات عبقري الحسان ، تأليف: آيت الله حاج شيخ علي اكبر نهاوندي ، ص 226 »

[ دوشنبه 1390/12/15 ] [ 3:47 بعد از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]

اَلسَّلامُ عَلى آدَمَ صَفْوَةِ

سلام بر آدم برگزيده

اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى نُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى اِبْراهيَم خَليلِ اللَّهِ اَلسَّلامُ

خدا سلام بر نوح پيامبر خدا سلام بر ابراهيم خليل خدا سلام

عَلى مُوسى كَليمِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلى عيسى رُوحِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

بر موسى هم سخن با خدا سلام بر عيسى روح خدا سلام بر تو اى

رَسُولَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَيْرَ خَلْقِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفِىَّ اللَّهِ

رسول خدا سلام بر تو اى بهترين خلق خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خاتَمِ النَّبِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

سلام بر تو اى محمد بن عبداللّه خاتم پيمبران سلام بر تو اى

اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِبٍ وَصِىَّ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا

امير مؤ منان اى على بن ابيطالب وصى رسول خدا سلام بر تو اى

فاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكُما يا سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ

فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام بر شما اى دو سبط (پيامبر) رحمت

وَسَيَّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَ

و دو آقاى جوانان اهل بهشت سلام بر تو اى على بن الحسين بزرگ

الْعابِدينَ وَقُرَّةَ عَيْنِ النّاظِرينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي باقِرَ

عبادت كنندگان و نور چشم بينندگان سلام بر تو اى محمد بن على شكافنده

الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِىِّ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ الْبآرَّ

علم پس از پيامبر خدا سلام بر تو اى جعفر بن محمد صادق امام نيكوكار

الاَْمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الطّاهِرَ الْطُّهْرَ اَلسَّلامُ

امين سلام بر تو اى موسى بن جعفر امام پاك پاكيزه سلام

عَلَيْكَ يا عَلِىَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ

بر تو اى على بن موسى الرضا آن (بزرگوار) و پسنديده سلام بر تو اى محمد

بْنَ عَلِي التَّقِىَّ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النِّقِىَّ النّاصِحَ

بن على تقى سلام بر تو اى على بن محمد نقى آن خيرخواه

الاَْمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَسَنَ بْنَ عَلِي اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ

امين سلام بر تو اى حسن بن على سلام بر وصى پس از

بَعْدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِكَ وَسِراجِكَ وَوَلِىِّ وَلِيِّكَ وَوَصِىِّ

او خدايا درود فرست بر نور و چراغ تابناكت و بر نماينده نماينده ات و وصى

وَصِيِّكَ وَحُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ

وصى تو و حجت تو بر آفريدگانت سلام بر تو اى دختر رسول خدا

السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ فاطِمَةَ وَخَديجَةَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَميرِ

سلام بر تو اى دختر فاطمه و خديجه سلام بر تو اى دختر امير

الْمُؤ مِنينَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ السَّلامُ عَلَيْكِ يا

مؤ منان سلام بر تو اى دختر حسن و حسين سلام بر تو اى

بِنْتَ وَلِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يا عَمَّةَ

دختر ولىّ (و نماينده ) خدا سلام بر تو اى خواهر ولى خدا سلام بر تو اى عمه

وَلِىِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي التَّقِىِّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ

ولى خدا سلام بر تو اى دختر محمد بن على تقى و رحمت خدا

وَبَرَكاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكِ عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ فى الْجَنَّةِ وَحَشَرَنا

و بركاتش بر تو باد سلام بر تو، خداوند آشنائى برقرار كند ميان ما و شما در بهشت و محشور گرداند ما را

فى زُمْرَتِكُمْ وَاَوْرَدَنا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ وَسَقانا بِكَاْسِ جَدِّكُمْ مِنْ يَدِ

در گروه شما و درآورد ما را در كنار حوض پيامبر شما و بنوشاندمان از جام جدتان از دست

عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيكُمْ اَسْئَلُ اللَّهَ اَنْ يُرِيَنا فيكُمُ

(ساقى حوض كوثر) على بن ابيطالب درود خدا بر همه شما از خدا خواهم كه سُرور و حكومت

السُّرُورَ وَالْفَرَجَ وَاَنْ يَجْمَعَنا وَاِيّاكُمْ فى زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى

پيروزمندانه شما را به ما بنمايد و گرد آورد ما و شما را در گروه جدتان محمد صلى

اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَاَنْ لا يَسْلُبَنا مَعْرِفَتَكُمْ اِنَّهُ وَلِىُّ قَديرٌ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ

اللّه عليه و آله و نگيرد از ما معرفت شما را كه براستى او سرپرستى توانا است تقرب جويم بدرگاه خدا

بِحُبِّكُمْ وَالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَالتَّسْليمِ اِلَى اللَّهِ راضِياً بِهِ غَيْرَ مُنْكِرٍ

بوسيله دوستى شما و بيزارى جستن از دشمنانتان و تسليم بودن در برابر خدا و خوشنود بودن بدان بى آنكه انكار داشته

وَلا مُسْتَكْبِرٍ وَعَلى يَقينِ ما اَتى بِهِ مُحَمَّدٌ وَ بِهِ راضٍ نَطْلُبُ بِذلِكَ

باشم و گردنكشى كنم و يقين دارم بدرستى آنچه محمد آورده و بدان خوشنودم و بوسيله آن مى جوئيم

وَجْهَكَ يا سَيِّدى اَللّهُمَّ وَرِضاكَ وَالدّارَ الاْخِرَةَ يا حَكيمَةُ اشْفَعى

خوشنودى تو را اى آقاى ما و اى خدا و همچنين رضاى تو و سراى آخرت را جويائيم ، اى حكيمه شفاعت كن

لى فِى الْجَنَّةِ فَاِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَاْنا مِنَ الشَّاْنِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ اَنْ

مرا درباره بهشت كه براستى تو در نزد خدا مقامى شايسته دارى خدايا از تو خواهم كه

تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَةِ فَلا تَسْلُبْ مِنّى ما اَ نَا فيهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ

سرانجامم را به سعادت به پايان رسانى و از من نگيرى آنچه را كه بدان معتقدم و جنبش و نيروئى نيست جز

بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَعِزَّتِكَ

به خداى والاى بزرگ خدايا دعايمان را اجابت فرما و بپذير از ما به بزرگوارى و عزت

وَبِرَحْمَتِكَ وَعافِيَتِكَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعينَ وَسَلَّمَ

و به مهر و عافيتت و درود خدا بر محمد و آلش همگى و سلامى

تَسْليماً يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

كامل بر آنها باد اى مهربانترين مهربانان

[ دوشنبه 1390/12/08 ] [ 2:41 بعد از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]
شهادت حضرت پیامبر گرامی اسلام را به همه شیعیان و مشتاقان ولایت مولا امیرالمومنین تسلیت عرض می کنم و نظر شما را به این متن جلب می کنم:


 

قال الصادق علیه السلام: و ما من نبی و لا وصی و الّا شهید. (1)
حضرت محمد (ص)

آیا پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا شهیدش کردند؟ عده ای تلاش می کنند در جامعه مسلمین القا کنند پیامبر عمر طبیعی خودشان را کرد . کسی به ایشان قصد سوء نکرد. و این نظر خود را با تعبیر وفات و یا رحلت پیامبر ابراز می دارند؛ و متأسفانه در محافل شیعیان هر چند نادانسته و ناخواسته؛ چنین تعبیر می شود.

به گزارش «شیعه نیوز» در این متن اینگونه امده است : اما اولا باید بدانیم پیامبر را چندین بار ترور کردند. در اوایل بعثت مشرکان قصد حذف کردن فیزیکی ایشان را داشتند و در ادامه و مخصوصا بعد از هجرت به مدینه و استقرار حکومت اسلامی منافقین که طمع ریاست داشتند چندین بار سوء قصد به حضرت رسول کردند که ناکام ماند اما در آخر ایشان را مسموم و به شهادت رساندند و به قصد شوم خود رسیدند. ثانیا در عمل این مطلب را ابراز کنیم که پیامبر ما در بستر به مرگ طبیعی جان نداد بلکه شهید شدند. اما دلیل ادعای ما علاوه بر تاریخ صحیح صدر اسلام روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد. شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الامال روایتی در همین مضمون از امام صادق(علیه السلام) نقل می کنند و تصریح می کنند که روایت صحیحه است.

در ادامه روایاتی می آید که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است:

عیون: ابا صلت هروى از حضرت رضا علیه السّلام نقل كرد كه فرمود هیچ یك از ما نیست مگر اینكه كشته مى‏شود. اعتقادات صدوق: می نویسد اعتقاد ما اینست كه پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر مسموم‏ شد پیوسته این ناراحتى در آن جناب بازگشت می كرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ قطع شد. و از آن ناراحتى فوت شد.(2)

که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد

كفایة الاثر: هشام بن محمّد از پدر خود نقل كرد كه حضرت امام حسن علیه السّلام پس از شهادت پدر خود امیر المؤمنین علیه السّلام در ضمن سخنرانى خود فرمود: پیامبر اكرم به من خبر داده كه امامت در اختیار دوازده امام از اهل بیت اوست كه برگزیده‏اند. هیچ كدام از ما نیست مگر اینكه یا مسموم مى‏شود و یا مقتول.(3) عده ای بر این نظرند (البته روایاتی هم مؤید نظرشان وجود دارد) زنی یهودی ایشان را مسموم کرد؛ اما تاریخ این مسمومیت تا لحظه شهادت زیاد است و با عقل جور در نمی آید. اما نظر دیگری هست که از درون امت اسلامی منافقین پیامبر را مسموم کردند. روایت ذیل اشاره به این نظر دارد: جبرئیل ابتدای سوره‏ى عنكبوت را بر حضرت رسول فرود آورد و گفت اى محمّد بخوان «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْكاذِبِینَ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ أَنْ یَسْبِقُونا ساءَ ما یَحْكُمُونَ‏.(4)

رسول خدا به جبرئیل فرمود: این چه آزمایشى است جبرئیل عرض كرد اى محمّد همانا خداى تعالى تو را سلام می رساند و می فرماید: كه من پیامبرى پیش از تو نفرستادم مگر اینكه در پایان زندگیش جانشینى كه بجایش بنشیند برگزید و روش و احكامش را زنده كرد پس راستگویان آنانند كه فرمان رسول خدا را اجرا می كنند و آنان كه نافرمانى او را می كنند دروغگویانند. همانا اى محمّد نزدیك شده رفتن تو بسوى پروردگارت خدا فرمان می دهد به تو كه پس از خود على بن ابى طالب را براى امتت انتخاب كنى او جانشین تو است كه قیام به ارشاد و هدایت امت و رعیتت می كند. اگر امت پیروى او را كردند سالم خواهند ماند …حذیفه گفت رسول خدا، على علیه السّلام را خواست و با او خلوت كرد همان روز و شب را علم و حكمتى كه خدا با وى سپرده بود او هم به على(علیه السلام) سپرد و او را آگاه كرد آنچه را كه جبرئیل گفته بود.
حضرت محمد(ص)

این داستان روزى بود كه پیامبر در خانه عایشه دختر ابو بكر بود، ... عایشه عرض كرد هم اكنون مرا آگاه فرما. در انجام وظیفه، من بر دیگران مقدم باشم و آنچه را كه صلاح من است بگیرم پیامبر فرمود به تو خبر می دهم اما به كسى نگوئى مگر آنگاه كه من فرمان خدا را در میان مردم اجرا كنم زیرا كه اگر تو این راز را نگه دارى، خداوند ترا در دنیا و آخرت نگاه می دارد و براى تو برترى هست در پیشى گرفتن و شتاب كردن بسوى ایمان بخدا و رسولش. و اگر ضایع و تباه كنى و مراعات نكنى آنچه را كه به تو گفته شد به پروردگارت كافر شده‏اى و پاداش تو ضایع مى‏شود و ذمه‏ى خدا و رسولش دورى و نیز تو از زیانكاران باشى و این كار زیان به خدا و رسولش وارد نمی كند پس خوب است تو پیمان ببندى كه سرّ این دستور را نگه دارى و ...

سپس پیامبر به همسرش عایشه فرمود: خداى تعالى به من خبر داده كه عمرم به پایان رسیده و فرمان داده كه على را بجاى خود نصب كنم، و او را پیشواى مردم قرار دهم...

عایشه تعهد سپرد كه راز را افشا نكند خداوند پیامبرش را بر آنچه در نهاد عایشه بود از آن راز كه با حفصه دختر عمر و اولی و دومی در میان گذاشت آگاه كرد. طولى نكشید كه حفصه را خبر داد هر یك از این دو خانم پدران خود را آگاه كردند آن دو گرد هم آمدند بسوى گروهى از منافقان و آزادشدگان دست رسول خدا فرستادند همه را از این راز آگاه كردند گروهى به گروه دیگرى روبرو شدند و گفتند همانا محمّد خیال دارد خلافت را در میان خاندان خود قرار دهد مانند روش پادشاهى كسرى قیصر تا پایان روزگار. نه به خدا در این زندگى دگر براى شما بهره‏اى نیست اگر این كار به مرحله‏ى اجرا برسد و خلافت به على بن ابى طالب واگذار شود همانا محمّد به ظاهر شما با شما معامله كرد. ولى على با شما آن طور كه خودش بخواهد با شما معامله می كند! خوب فكر كنید در این داستان راى خویش را در این باره پیش نظر آورید.
حضرت محمد (ص)

سخن در میانشان رد و بدل شد بسوى دومی رفتند افكار خویش را به گردش آوردند همه با یكدیگر متفق شدند، و سخن بدین جا رسید كه در گردنه‏ى هرشى شتر پیامبر را رم بدهند تا از شتر بیفتد و جان بسپارد. همین كار را در جنگ تبوك انجام دادند ولى خداوند شرّ آنان را از پیامبرش برگرداند. ایشان در كار رسول خدا اجتماع كردند از كشتن و مسموم‏ نمودن، و فریب دادن.(5)

این چند نمونه گویای قصد شوم منافقین در به شهادت رساندن پیامبر اسلام است تا خود بر مسلمانان حکمرانی کنند؛ و کردند آنچه می خواستند. و شد آنچه نباید می شد. وَ سَیَعْلَمُ‏ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون‏: و آنها كه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه بازگشتشان به كجاست! (6)
 
در پایان این مطلب بنده (مدیر وبلاگ) این نکته را سوال می کنم که شما بیننده گرانقدر توجه و تحقیق کنید که:
کدام کارگردان بزرگ هستی در معرفی معاون و نماینده تام الاختیارش در کتاب اعجاز و در سوره مخصوص محمد و در آغاز سخن از دشمنی خصم کینه ورز سخن گفته و از پاداش های سنگین خطاکاران به ساحت مقدس نبوی سخن گفته است؟ جز خدای تنهای غریب و درباره رسول تنهای غریب! خدایا ظهور امام و ولی نهایی و تنها و غریب زمان حضرت مهدی موعود خودت را برسان و ما را از خدمتگزاران سپاهش قرار بده.

 
.....................................................................................

سید روح الله علوی / بخش عترت و سیره تبیان
پی نوشت ها:
1. بصائر الدرجات، محمد بن حسن بن فروخ صفار، ص 503، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم 1404 قمری .
2. ترجمه جلد هفتم بحارالانوار، ج‏5، ص 176 .
3. ترجمه جلد هفتم بحارالانوار، ج‏5، ص 178 .
4. سوره عنکبوت، آیه 1 – 3 .
5. ارشاد القلوب، ترجمه رضایى، ج‏2، ص 235- 238 .
6. سوره شعراء، آیه 227، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی .
 
منبع :
آدرس اینترنتی سایت شیعه نیوز
[ شنبه 1390/11/01 ] [ 3:42 بعد از ظهر ] [ میرناصر بوذری ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب