اسبهاي تيزروي علي (عليهالسلام)
جماعتي از اعرابِ قوم « بني سليم » ، نزديك مدينه آمدند و در وادي رمله جمع شدند و خواستند به مسلمانان اطراف پيغمبر (صلي الله عليه و آله) شبيخون زده و به مقام حضرت رسول جسارت كرده و اذيّت و آزار برسانند.
حضرت رسول گرامي اسلام چون از نيت پليد ايشان مطلع شدند ، سپاهي را با فرمانده اول سپاه دين (اولي) به كارزار ايشان فرستادند ، دشمنان با اين اولين فرمانده سپاه جنگيدند و از سپاه اسلام تعدادي شهيد شدند و پيروز نشدند و بازگشتند.
حضرت پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) افراد ديگري را با دومين فرمانده (دومي) عازم محل نبرد كردند ، رفتند و شكست خوردند و شهيد دادند و بازگشتند .
حضرت رسول خاتمِ انبياء و مرسلين (صلي الله عليه و آله) تصميم گرفتند تا حضرت حيدركرار اميرالمومنان علي عليه السلام را به فرماندهي سپاه دين به محل حضور دشمن اعزام كنند و چنين هم واقع شد.
حضرت اميرالمؤمنين علي (عليهالسلام) چون زمين ميان دو سپاه را مسطح ديدند، سپاه خود را روزها استراحت دادند و تنها شبها حركت مي كردند و هر چه فردي ! (دومي) از روي سوء نيت توصيه به حركت به روز و از مسير مستقيمِ ديد دشمن كرد ، امام نپذيرفتند .
چند روزي امام سپاه دين اسلام را در حركتِ مخفيانه ، به نزديكي اردوي دشمن رساندند و در يك سحرگاه ، امام سپاهِ آماده رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را در بالاي سر سپاه خواب دشمن حاضر كردند.
سپاه دين به فرماندهي اميرالمومنين علي (صلي الله عليه و آله) بدون مقدمه و خبر ، بر دشمنِ بدخيال حمله برد و آغاز جنگ نمود .
سپاه اسلام در يك نبرد غافلگيرانه بر دشمن دون پيروز شد و همهي بُنه و آشيانهي او را غارت كرد و تني چند را هم به هلاكت رساند ، تا درس عبرت اقوام ديگر شود ، تا مبادا اغواي شيطان رجيم را اين چنين به گوش جان بخرند و بر سلامت جان رسول خاتم الهي توطئه كنند.
وقتي حضرت امير المومنين پيروزمندانه به سوي مدينه باز مي گشتند ، مقام والاي رسالت با اصحاب و ياران خود به پيشباز واستقبال حضرت امير مومنان آمدند و حضرت ايشان را مورد تكريم قرار دادند و در اين محل بود كه حضرت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جمله معروف « سرمه چشم» را بيان داشتند كه در تاريخ شيعيان به طور سرّي و گاهي علني جاي گرفته است .
حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) كه دروازه مدينه آمده بودند ، فرمودند : اگر مرا انديشهي گمراهي امت نبود و از انحراف ايشان از جاده شريعت ، باكي نمي داشتم ، ناگاه در مقام و شأن تو (اي علي) امروز به گونهاي سخن مي گفتم و مردمان را در حقّ تو با كلماتي ترغيب مي كردم كه هر طايفه از امّت كه تو بر ايشان مي گذري ، ايشان خاك زيرپايت را بر مي داشتند و از آن طلبِ شِفا مي كردند. اي علي (عليهالسلام) بر مركب خود سوار شو، بشارت باد ترا كه خدا و رسول از تو خشنودند .
***
بدانيد كه خبر فتح و پيروزي اميرمومنان و سپاه دين نه از طريق سواران تيزروي زميني بلكه از سوي جبرئيل ، امين وحي الهي بر پيامبر نازل شد .
خداوند از سرور و خوشنودي اين پيروزي ، سوره والعاديات را با تمام عزّت و عظمت آن ، در اين روز و بدين مناسبت بر رسول خاتم انبياء نازل فرموده است .
حضرت حقّ اين چنين و با عظمت به مراحل مختلف نبرد ، علي نگاه مي كند و خداوند در قرآن به اقدام حضرت علي سوگند ياد مي كند .
وَالعادِياتِ ضَبْحاً :بدان ( به آن) اسبهائي كه روز جهاد
نفس هاي شان بر شماره فتاد.
فَالْمُورياتِ قَدْحاً :ز سم خود از تاختن روي سنگ
بيافروختند اخگري وقت جنگ.
فَالْمُغيراتِ صُبحاً :شبيخون به دشمن زدند و شرر
به غارت گرفتندشان در سحر.
فَأثَرْنَ بِهِ نَقْعاً :ستوران غباري برانگيختند.
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً1:به دور سپاه عدو ريختند (قرآن كريم – ترجمه اميد مجد – صفحه 599).
***
الحمدلله الّذي جعلنا من المتمّسكين بولايهًْ اميرالمومنين عليّاً عليه السلام. والائمّهًْ المعصومين عليهمالسلام .
