امامت و دعاي امام در كلام امام رئوف (عليهالسلام)
در كتاب اخبار و آثار حضرت امام رضا (عليهالسلام) مؤلف خوش ذوق ، موفق گرديده تا روايتهاي گويا و شنيدني و كاملي را از رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين عليهم السلام كه از طريق حضرت امام رضا (عليهالسلام) بيان شده است را جمع آوري نمايد و بخش ها و فصلهاي مستند و بسيار خواندني را براي مخاطبان خود تدوين كرده است و از آن جمله بخش امامت و دعاي امام مي باشد ، خداوند را سپاس بي حدّ سزاست كه فرصت نگاه به روايتي چن را به بنده خود عطا كرد، تا اين قلم ، در روز حساب ، بهانهاي براي تقاضاي شفاعت از صاحبان اصل كلام داشته باشد.
***
اول شيخ صدوق (رضوان الله عليه ) به سند خود از حضرت امام رضا (عليهالسلام) از پدرانش روايت ميكند كه :
حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند : دعا سلاح مومن و ستون دين و روشنايي آسمان و زمين است.1
***
دوم- ابن فضال گويد : حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند :
هر كس قدرت ندارد كفاره گناهان خود را بدهد ، بايد بر محمد و آل او (عليه وعليهم السلام ) صلوات بفرستد كه صلوات گناهان را از بين مي برد . و نيز فرمود: صلوات بر محمد و آل او در نزد خداوند ثواب تكبير و تهليل را دارد.2
***
سوم – حضرت امام رضا (عليهالسلام) به اصحاب فرمودند :
از سلاح پيامبران استفاده كنيد .
گفته شد : سلاح پيامبران چيست ؟
حضرت فرمودند : دعا۳.
***
چهارم – حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند:
هرگاه از مردي ترسيدي بگو :
حَسْبيَ اللهُ لا اِلاّ اِلهَ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ ، و امْتَنَعَ بِحَولِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ مِنْ حَوْلَهُمْ وَ قُوَّتِهِمْ وَ امْتَنَعَ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقِ ما شاءَ اللهِ لا قُوَّهً اِلاّ بِاللّهِ ۴
***
پنجم – ابو نصر بزنطي از حضرت امام رضا (عليهالسلام) روايت كرده است كه حضرت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند : روز جمعه سيدِ روزها مي باشد و خداوند در آن روز حسنات را مضاعف مي كند و گناهان را محو مي گرداند و درجات را بالا مي برد و دعاها را مستجاب مي گرداند و اندوهها را برطرف مي سازد و حاجت هاي بزرگ را برآورده مي كند.
روز جمعه، پروردگار گروهي را آزاد مي كند ، هر كس روز جمعه را احترام كند و حقش را مراعات نمايد ، بر خدا لازم است كه او را از آتش دوزخ نجات دهد ، و اگر آن شخص در روز جمعه و يا شب آن درگذرد ، شهيد مرده است و در روز قيامت در امن و آرامش خواهد بود.
هر كس پاسِ حرمت روز جمعه را ندارد و حق او را ضايع كند خداوند او را وارد دوزخ خواهد كرد ، مگر اين كه توبه كند .۵
***
ششم – احمد بن عبدالله جويباري از حضرت امام رضا (عليهالسلام) از پدرانش و از حضرت علي (عليهالسلام) روايت كرده است كه حضرت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند :
كلمه «لاالهالاّالله» در نزد خداوند بسيار قرب و منزلت دارد ، هركس از روي اخلاص آن را بر زبان جاري كند سزاوار بهشت مي گردد و هر كس به دروغ بر زبان جاري سازد ، مال و جانش در امان بوده و سرانجام به دوزخ رهسپار خواهد شد.۶
***
هفتم – حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : از پدرشان حضرت امام سجاد (عليهالسلام) و او از پدرش از علي (عليهالسلام) روايت كرده كه حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند:
هرگاه خداوند بر كسي نعمتي داد ، بايد خداوند را حمد كند و هر گاه روزي اش تنگ شد ، بايد طلب مغفرت نمايد و هرگاه محزون شد ، بايد بگويد: لا حَوْلَ وَلا قُوَّهًَْ اِلاّ بِاللّهِ۷
***
هشتم – حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند ، كه جدّم حضرت رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند:
رجب ماه خدا است و در آن رحمت پروردگار بر بندگان ريزش مي كند و در ماه شعبان خيرات و تقسيم مي گردد، و در شب اول رمضان شياطين در بند گرفتار مي گردند و در هر شب خداوند هفتاد هزار نفر را مي آمرزد و در شب قدر به اندازه ماه رجب و شعبان آمرزيده مي سازد ، مگر كسي كه با برادر ديني خود بغض و عداوت داشته باشد.
خداوند مي فرمايد : بنگريد هر گاه اين ها با هم صلح كردند من آنها را خواهم آمرزيد.۸
***
نهم – حسن بن علي بن فضال گويد: از حضرت امام رضا (عليهالسلام) شنيدم كه فرمودند : هر كس در روزهاي ماه شعبان هفتاد بار استغفار كند خداوند گناهان او را مي آمرزد، اگر چه به اندازه ستارگان باشد۹
دهم – حسن بن علي بن فضال گويد ؛ از حضرت امام رضا (عليهالسلام) دربارهي شب نيمه شعبان پرسيدم .
فرمود : در اين شب خداوند گروهي را از جهنم آزاد مي كند و گناهان بزرگ را مي آمرزد، گويد عرض كردم: آيا در اين شب نمازي غير از نماز شبهاي ديگر هست؟
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند: دعا و نماز مخصوصي براي اين شب نيست و اگر بخواهي نماز مستحبي در اين شب بخواني نماز جعفر بن ابي طالب بخوان و بسيار ذكر خداوند را داشته باش و استغفار كن ، پدرم گفت : دعا در اين شب مستجاب است. ۱۰
***
يازدهم- عبدالسلام بن صالح هروي گويد: خدمت حضرت امام رضا (عليهالسلام) رفتم در هنگامي كه ماه شعبان به پايان رسيده بود ، ايشان فرمودند :
ماه شعبان گذشت و اينك روز جمعه آخر ماه است و در اين چند روزي كه از ماه باقي مانده تلافي گذشته را بكن و آنچه در نظر داري انجام بده و قرآن تلاوت كن ، استغفار كن و با قلب پاكي خود را به ماه رمضان برسان .
اگر امانتي برگردن داري ادا كن، اگر از مومني كينهاي در دل داري آن كينه را از دل خود بزداي و اگر گناهي انجام دادهاي از خداوند بخواه از تو در گذرد ، اينك بر خداوند توكل داشته باش و از او بترس ، هر كس به خداوند در كارها توكل داشته باشد خداوند او را كفايت مي كند و او را به مقصودش مي رساند و خداوند بر هر چيز اندازهاي قرار داده است و در روزهايي كه از اين ماه باقي مانده است ، بسيار بگو:
اَللهُمَّ اِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فيما مَضي مِنْ شَعْبانٍ فاغْفِرلَنا فيما بَقِيَ مِنْهُ
بار خدايا ، اگر در طول مدتي كه هم اكنون از ماه شعبان گذشته ما را نبخشيده اي ، پس در باقي ماندهي اين ماه از ما در گذر .
حضرت ادامه دادند كه خداوند براي احترام اين ماه گروهي را از آتش نجات مي دهد.۱۱
***
دوازدهم – حسين بن فضال گويد: حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند: هر كس حوائج خود را در روز عاشورا ترك كند، خداوند حوائج دنيا و آخرت او را روا مي كند ، هر كس روز عاشورا را روز مصيبت و حزن خود قرار دهد ، خداوند او را روز قيامت خوشحال وشادمان مي كند و در بهشت با ديدن ما ديدگانش روشن مي گردد.
و اگر كسي روز عاشورا را روز فعاليت كند و براي خود اندوخته تهيّه نمايد از آن ذخاير استفاده نخواهد كرد و در روز قيامت با يزيد و عبيدالله و عمبر بن سعد ( عليهم اللعنهًْ ) محشور خواهد شد. ۱۲
سيزدهم- حضرت امام رضا (عليهالسلام) از پدرانشان از حضرت اميرالمومين علي (عليهالسلام) و ايشان از حضرت رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نقل مي فرمايند كه ايشان فرمودند:
خداوند متعال مي فرمايند: من فاتحه الكتاب را بين خود و بندگانم تقسيم كرده ام ، نصف ديگر به بندهام تعلّق دارد و بنده من هر چه مي خواهد از من تقاضا كند.
هرگاه بندهاي بگويد : بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم ، خداوند مي فرمايد؛ بندهي من به نام من آغاز كرد و من لازم است كه كارهاي او را انجام دهم و او را نفع برسانم.
هنگامي كه مي گويد ؛ « اَلْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ» ، خداوند مي فرمايد : بندهام مرا ستايش كرد و دانست كه نعمت هايي كه در دست اوست از من است و من با فضل و احسان خود بلاها را از او دفع كردم.
اينك گواه باشيد كه من همچنان كه نعمت هاي دنيا را به او دادهام نعمت هاي آخرت را هم به او خواهم داد و بلاهاي آخرت را از او دفع مي كنم ، همانطور كه بلاهاي دنيا را از وي دفع كردم.
هنگامي بگويد ؛ « اَلرَّحْمنِ الرَّحيم» خداوند مي فرمايد؛ بنده من گواهي داد كه من رحمان و رحيم هستم ، اكنون شما را گواه مي گيرم كه از رحمت خود به او زياد عطا خواهم كرد و از عطاياي خود او را بهرهمند خواهم ساخت.
هرگاه بگويد: «مالِكِ يَوْمِ الدّينِ» خداوند متعال مي فرمايد: گواه باشيد كه وي اعتراف كرد كه من مالك روز قيامت هستم ، من نيز حساب او را در قيامت آسان خواهم كرد و از گناهان او مي گذرم .
هنگامي كه بندهاي مي گويد؛ «اِيّاكَ نَعْبُدُ» ، خداوند مي فرمايد، بندهي من راست مي گويد، وي مرا عبادت مي كند ، اينك گواه باشيد كه من به عبادت او پاداش دهم تا كساني كه مرا عبادت نكردهاند غبطهي او را بخورند.
هرگاه بگويد «ايّاكَ نَسْتَعينَ» پروردگار مي فرمايد؛ بندهي من به من استعانت (طلب ياري و كمك) پيدا كرد و به من پناه آورد ، اكنون گواه باشيد كه من در همه امور از وي استعانت مي كنم و در سختيها و شدائد و مكاره او را كمك و ياري خواهم كرد.
هنگامي كه مي گويد ؛ « اِهْدِنا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» خداوند مي فرمايد؛ اين حقّ بنده من است و او هر چه دلش مي خواهد بايد از من تقاضا كند ، من اينك خواستههاي او را برآوردم و آرزوهاي وي را انجام دادم و از آنچه ترس داشت در آسايش قرار دادم.
در اين هنگام از اميرالمومنين (عليهالسلام) سوال شد، آيا «بِسْمِ اللهِ» از فاتحه الكتاب مي باشد؟
حضرت امير المومنين فرمودند : آري ، حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) «بسم الله» را يك آيه از فاتحه الكتاب مي دانستند.۱۳
***
چهاردهم- حسن بن علي بن فضال گويد: حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند: سجده بعد از نماز واجب ، سپاسگزاري از خداوند است كه بندهاش را موفق به عبادت كرد و سه مرتبه بايد گفت ؛ «شُكْراً لِلّهِ» راوي گويد ، گفتم معني شُكْراً لِلّهِ چيست ؟
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : يعني شكر مي كنم خداوندي را كه مرا توفيق عبادت و بندگي داد و من توانستم فرائض او را به جاي آورم ، شكر موجب زياد شدن ثواب و اگر ثواب عبادت با نوافل كامل نشود با سجده شكر كامل مي گردد.۱۴
***
پانزدهم: سعدبن سعد از حضرت امام رضا (عليهالسلام) روايت كرده كه فرمودند: اين دعاي عافيت است؛
يا اَللهُ ، يا وَليِّ العافِيهًْ وَ الْمَنّانِ بِالْعافِيَّهًْ وَ رازِقِ الْعافِيَّهًْ ، وَ الْمُنْعِم بالْعافِيَّهًْ وَ الْمُتفَضَّلِ بالْعافِيَّهًْ، عَلَيَّ وَ عَلي جَميعِ خَلْقِهِ وَ رَحْمانَ الدُّ نْيا وَ الْاخِرَهًْ وَ رَحيمَهُما ، صَلِّ عَلي مُحَمّدٍٍ وَ عَجِّلْ لَنا فَرَجاً وَ مَخْرَجَاً وَ ارْزُقْنِي الْعافِيَّهًْ في الدُّنْيا وَ الاَخِرَه ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.۱۵
***
شانزدهم – حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند: هرگاه از منزلت بيرون شدي بگو؛ «بِسْمِ اللهِ آمَنْتُ بِاللّهِ ، تَوَّكَلْتُ عَلَي اللهِ ما شااللهِ ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّهًَْ اِلاّ بِاللّهِ»، اگر شيطان راه را بر او بگيرد ، فرشتگان او را از آن مرد دفع كرده و مي گويند تو را بر اين كس راهي نيست و او نام خدا را بر زبان جاري كرد و ايمان آورد و بر پروردگار توكّل نمود و گفت : «ما شااللهِ ، لا قُوَّهًْ اِلاّ بِاللهِ »۱۶
***
هفدهم – حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : هر كس هنگام سوار شدن بر مركب اين دعا را بگويد جان او حفظ و مركب او در امان خواهد بود تا آن زمان كه او از مركب فرود آيد.
«بِسْمِ اللهِ وَ لا قُوَّهًْ اِلا بِاللهِ اَلْحَمْدُللهِ الَّذي سَخَّرَلَناوَ ما كُنّا لَهُ مُقْرِنينِ.»۱۷
***
هيجدهيم – اسماعين بن همام گويد : حضرت امام رضا (عليهالسلام) از پدرانش از حضرت اميرالمومنين علي (عليهالسلام) و از حضرت رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنند كه ايشان فرمودند:
موسي بن عمران گفت : بار خدايا آيا تو دور هستي كه فرياد بزنيم و يا نزديك مي باشي كه مناجات نمايم؟ خداوند فرمود: من همنشين كساني هستم كه در ياد من باشند. موسي عرض كرد: خداوندا، من گاهي در حالي قرار دارم كه بزرگي تو مرا منع مي كند كه با تو سخن بگويم .
حضرت باريتعالي فرمودند :
اي موسي در هر حال با من سخن بگو و در ياد من باش.۱۸
***
بيستم – معمربن خلاء گويد از حضرت امام رضا (عليهالسلام) شنيدم كه فرمود : شايسته است كه مردم بعد از نماز صبح پنجاه آيه از قرآن مجيد را تلاوت كنند.۱۹
***
بيستم و يكم –حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند: هرگاه يكي از شما مريض شد ، اجازه دهيد مردم از وي عيادت كنند زيرا در اثر دعاي مستجاب يكي از آنها خداوند او را شفا مي دهد.۲۰
يادآوري مي نمايد كه تا كنون از امام معصوم عليهم السلام درباره دعاي خير براي شفاي مريض دستورات موكدي شنيده و يا خوانده بوديم و از سوي ديگر ديدار مريض هم در ميان توصيههاي ايشان جايگاه رفيعي دارد ولكن من تا كنون مفهوم و كلامي بدين زيبايي و كمال نديده بودم كه به اين صورت باشد كه « عيادت كنندگان را بپذيريد تا شايد در ميان ايشان دعا كنندهاي ، دعا كند و از بابت قبولي دعاي آن يك فرد، خداوند نظر رحمت كرده و مريض را شفا بدهد» خداوند توفيق رعايت سنن و آداب منظور نظر حضرت امام رضا (عليهالسلام) را به مومنين ولايتش عطا بفرمايد. انشاءالله.
***
بيست و دوم – يونس بن عبدالرحمان – گويد: حضرت امام رضا (عليهالسلام) امر كردند، براي حضرت صاحب الامر اين دعا را بخوانند. اَللهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَليِّكَ وَ خَليفَتِكَ...۲۱ اين دعا از جمله ادعيه مهجور در كتاب شريف مفاتيح الجنان است كه بعد از دعاي عهد ثبت شده و در مقدمه آن ذكر گرديده كه اين دعا از سوي حضرت امام رضا عليه السلام است و متن آن بيش از سه و نيم صفحه مي باشد ولي چون در فهرست كتاب ذكر نام مبارك حضرت اباالحسن نيامده از چشم مشتاق مومنين به دور مانده اميد كه از اين پس شما عزيزان بعد از قرائت دعاي عهد و تعهد با مولاي زمين و آسمان و امام خلق حضرت اباصالح المهدي (عج) به اين دعاي رضوي نيز توجه شايسته بنمايند.
بيست و سوم – حضرت اباالحسن علي بن موسي الرضا مي فرمايند:۲۲
دو برادر نزد حضرت رسول امين وحي پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) آمدند و گفتند:
يا رسول الله ما در نظر داريم براي تجارت به شام برويم ، دعائي به ما تعليم فرما.
نبيّ اكرم فرمودند : هرگاه در منزلي فرود آمديد و نماز عشا را اقامه كرديد و خواستيد بخوابيد تسبيح حضرت زهرا و آيت الكرسي را بخوانيد ، از هر گزندي محفوظ خواهيد بود.
هنگامي كه آنها از مدينه بيرون شدند چند نفر دزد دنبال آنان روان شدند ، پس از اينكه در منزلي فرود آمدند ، دزدان كودكي را فرستادند تا بنگرد، آن دو جوان بازرگان در چه حالي هستند.
كودك رفت و جريان آن دو نفر را كه در كجا خوابيدهاند مشخص كرد و بازگشت و براي دزدان تعريف كرد. آن دو بازرگان پس از اينكه نماز خواندند تسبيح حضرت زهرا و آيت الكرسي را قرائت كردند و خوابيدند ، غلام بار ديگر برگشت و آمد كه بازرگان را به دزدان نشان دهد وليكن مشاهده كرد يك ديواري دور آنها كشيده شده است ، غلام بار ديگر نزد دزدان آمد و گفت : ديواري بر آنها كشيده شده است و دسترسي به آنان نيست .
دزدان گفتند خداوند تو را رسوا كند از ترس دروغ مي گوئي ، دزدان از جاي خود برخاستند و آمدند وليكن با ديواري بلند رو به رو شدند و كسي را در آنجا مشاهده نكردند.
روز بعد در هنگام صبح دزدان نزد آنها آمدند و گفتند: شما ديشب كجا بوديد؟
گفتند ما در همين جا بوديم و از جاي خود حركت نكردهايم. دزدان گفتند: ما آمديم و در اينجا يك ديوار بلند مشاهده كرديم ، اينك داستان خود را براي ما بازگو كنيد.
آن دو بازرگان گفتند: ما نزد حضرت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) رفتيم ، آن جناب تسبيح حضرت زهرا و آيت الكرسي را به ما تعليم فرمود و ما هم طبق فرمان آن حضرت عمل كرديم.
دزدان گفتند: شما آسوده باشيد به خداوند سوگند ديگر شما را تعقيب نمي كنيم و هيچ دزدي قدرت ندارد به شما دستبرد بزند.۲۳
بيستم و چهارم – عبدالعزيز بن مسلم گويد: در مرو خدمت حضرت رضا عليه السلام بوديم، روز جمعه در مسجد جامع مرو اجتماع كرديم، از موضوع امامت و كثرت اختلاف مردم در اين موضوع سخن به ميان آمد، من خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم و از مباحثات مردم در اين مورد با ايشان گفتگو كردم حضرت امام رضا (عليهالسلام) تبسّمي كردند و به من۲۴فرمودند : اي عبدالعزيز ، مردم نادانند و در آراء و نظريات مكر و فريب و خدعه مي كنند.
خداوند متعال پيغمبر خود را هنگامي قبض روح كرد كه دينش را كامل گردانيده بود و قرآن را كه در آن بيان هر چيزي هست واحكام حلال و حرام و حدود و احكام آنچه مردم به آن نياز دارند، به طور كامل در آن مي باشد و فرو فرستاد.
خداوند متعال فرمود : ما در كتاب چيزي فروگذار نكرديم۲۵ و در حجّهًْ الوداع كه پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) روزهاي آخر عمرش را مي گذرانيد، پروردگار آيه شريفه الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ ۲۵ را فرستاد و نعمت خود را تمام كرد .
موضوع امامت از اتمام دين است كه دين به وسيلهي آن كامل مي گردد.
حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) قبل از اينكه از جهان رخت بربندد، معالم دين را براي مردم روشن كرد و راه آنها را واضح و روشن بازگذاشت و مسلمانان را به طرق حقّ راهنمايي شدند.
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) ، علي بن ابي طالب (عليهالسلام) را براي مسلمانان پيشوا و راهنما قرار داد و هر چه امت به آن نياز داشتند براي آنان بيان كرد.
هر كس گمان كند كه خداوند ، دين خود را تكميل نكرده است ، كتاب خدا را انكار نموده است و هر كس كتاب خدا را انكار كند كافر است .
آيا اين مردم قدر امام را مي دانند و موقعيت امامت را در ميان امت مي دانند ، كه تا در مورد انتخاب و گزينش امام، اختيار داشته باشند .
امامت به اندازهاي مقامش بلند و جايگاهش رفيع و عميق است كه عقول مردم حقيقت و كنه آن را درك نمي كنند و با رأي و نظريات خود نمي توانند اهميت امامت را درك كنند و يا با اختيار و انتخاب خود امامي را برگزينند.
امامت مقامي است كه ابراهيم خليل (عليهالسلام) از طرف خداوند به آن مقام برگزيده شد و اين مقامي بود كه بعد از نبوت و خُلَّت (خليل و دوست نزديك خدا بودن) به آن حضرت تفويض گرديد.
مقام امامت كه سومين ، مقام حضرت ابراهيم بود از طرف پروردگار به وي تفويض شد و اين خود فضيلتي بود كه ابراهيم (عليهالسلام) به آن مشرّف گرديد .
خداوند متعال در قرآن مجيد مي فرمايد: اِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماما. ۲۶
حضرت ابراهيم (عليهالسلام) ، از روي خوشحالي گفت : خداوندا، فرزندان مرا نيز امام و رهبر قرار ده .
خداوند در پاسخ او فرمودند : لايَنالُ عَهْدِي الظّالِمينَ۲۷
اين آيه شريفه ، امامت ستمكاران را تا روز قيامت باطل ساخت و بايد برگزيدگان ، به اين مقام انتخاب گردند ، بعد از آن خداوند متعال امامت را گرامي داشت و آن را در ذرّيه حضرت ابراهيم كه پاك و برگزيده بودند قرار داد.
خداوند فرمودند : وَ وَهَبْنا لَهُ اِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلهًًْ وَ كُلاًّ جَعَلْنا صالِحينَ وَ جَعَلْناهُمْ اَئمَهًًْ يَهْدُونَ بِأمْرِنا وَ أوْحَيْنا اِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ و اِقامَ الصَّلاهًْ وَ اِيتاءِ الزَّكواهِ وَ كانُوا لَنا عابِدين.۲۸
مقام امامت در ذريّهي آن حضرت باقي ماند و آنها اين مقام را از يكديگر ارث مي برند تا آنگاه كه نوبت به حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) قرار گرفت و پيغمبر اكرم نيز اين مقام را به آن جناب تفويض كرد .
واگذاشتن مقام امامت به علي (عليهالسلام) به امر پروردگار انجام گرفت و اين دنبال همان سنتي بود كه از زمان حضرت ابراهيم جريان داشت.
پس از علي (عليهالسلام) مقام امامت در ذرّيه آن حضرت كه از برگزيدگان بودند قرار گرفت، برگزيدگاني كه علم و ايمان از طرف خداوند به آنها عطا شده است، و خداوند در قرآن مجيد فرمود: وَ قالَ الَّذينَ اُوتوُ الْعِلْمَ وَ الايمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ في كِتابِ اللهِ اِلي يوْمِ الْبَعْثِ.۲۹
امامت در فرزندان علي (عليهالسلام) تا روز قيامت خواهد بود ، زيرا بعد از محمد (صلي الله عليه و آله) پيغمبري نيست ، پس از كجا اين نادان ها ( مقصود در آن زمان مأمون بوده است) امام را انتخاب ميكنند. امام مقام انبياء و ميراث اوصياء است.
امامت جانشين خدا و رسول و امير المومنين مي باشد و ميراث حسن و حسين است .
امامت در اختيار گرفتن امور دين و نظم و انتظام جامعه مسلمين و اصلاح امور دنيا و به عزّت رسانيدن مومنين است .
امامت اصل و اساس اسلام است . پايههاي دين مقدّس به آن بستگي دارد و فروعات آن به امامت وابسته است .
با راهنمايي امام ، نماز ، زكات ، روزه ، حجّ و جهاد انجام مي گيرد و صدقات و اموال و خراج از مردم اخذ مي شود و در مصارف خود مصرف مي گردد.
امام است كه حدود و احكام دين را امضاء مي كند و حقوق اشخاص را مراعات مي نمايد و كشور اسلام را از دست دشمنان محفوظ نگه مي دارد و مرزها را حفظ مي كند.
امام حلال خداوند را حلال و حرام آن را حرام مي كند و در جامعه اسلامي حدود خداوند را جاري مي سازد و از دين پروردگار دفاع مي نمايد و مردم را با حكمت و دانش به طرف پروردگار دعوت مي كند و آنان را با پندهاي نيكو و حجّت هاي بالغه راهنمائي مي نمايد .
امام ، مانند ستارهي فروزان و آفتاب تابان است كه روشنايي آن همه عالم را فرا گرفته و خود در جاي بلندي است كه دست احدي به آن نمي رسد و ديدگان ، آن را در نمي يابند.
امام مانند ماه تابان و نور فروزان و چراغ درخشان و ستارهي راهنما در شب هاي تاريك در بيابانها و درياها مي باشد.
امام ، آب گوارا براي تشنگان و راهنماي هدايت و نجات دهنده از لغزش ها است .
امام ، مانند آتش در بلندي است كه مردم از آن هدايت مي گردند و گرمايي است كه به وسيلهي آن خود را گرم مي كنند.
امام ، راهنمايي است كه آدمي را از مهلكه ها نجات مي دهد و هر كس امام را ترك گويد در هلاكت گرفتار مي گردد.
امام ، ابر بارنده و باران ريزنده و آفتاب درخشنده و آسمان سايه افكنده و زمين پهن شده و رفيق و پدر مهربان ، و برادر همزاد ، و مادر مهربان نسبت به فرزند كوچك است .
امام ، پناه بندگان در هنگام رسيدن مصيبت هاي بزرگ مي باشد .
امام ، امين خدا در ميان مخلوقات و حجّت پروردگار در ميان بندگان و جانشين خداوند در شهرها است. امام ، مردم را به طرف خدا دعوت مي كند و ازمحرمات پروردگار دفاع مي نمايد.
امام ، از گناهان پاك و از هر عيب و نقصي منزه است .
امام ، از عمل مخصوص برخوردار و به حلم و بردباري موصوف است ، امام ، نظام دين و عزّت مسلمين بوده ، و كافران و منافقان را هلاك مي سازد.
امام ، يگانهي روزگار كه هيچ كس با او قرين نيست ، و عالمي با وي برابري ندارد و مانند او كسي نيست و كسي را نمي توان به جاي او گذاشت .
امام ، فضل و دانش را بدون كسب و تعلم فرا مي گيرد و خداوند وهّاب علم را به آنان عطا مي كند.
پس چه كسي مي تواند امام را بشناسد و يا بتواند امام را انتخاب كند ، چه اندازه مردم از مطلب دورند. عقول مردم در اين وادي سرگردان و انديشهي آنها از درك حقايق ناكام است.
خردها در اين موضوع حيران و چشم ها كور مي باشند ، بزرگان در اين وادي كوچك شده و حكما و دانايان سرگردان گرديده و بردباران از درك آن قاصرند و خطبا نمي توانند در اين موضوع خطبه بخوانند.
خردمندان به جهل خود اعتراف كرده و شعرا زبانشان بند آمده و اديبان از فهم آن ناتوان شده و بليغان زبان بند گرديدهاند.
اينان قدرت ندارند مقام آنها را وصف كرده و يا فضيلتي از فضائل امام را بيان كنند و به عجز و ناتواني و تقصير خود در اين موضوع اعتراف دارند چگونه مي توانند امام را با صفات او وصف كرده و يا او را درك كنند و كسي نيست كه بتواند جاي امام را بگيرد و جامعه را از وجود او بي نياز كند ، نخير هرگز مردم نخواهند توانست امام را به واقع بشناسند.
امام مانند ستاره است كه كسي نمي توان بر آن دست يابد و يا به حقيقت او را وصف كند ، پس مردم از كجا قدرت دارند امام را انتخاب نمايند و كجا عقل آنها به اين موضوع خواهد رسيد و در كجا مانند اين ، يافت مي گردد . آيا گمان مي كنيد كه اين فضايل و خصوصيات در غير آل رسول (صلي الله عليه و آله) پيدا مي شود .
به خدا سوگند نفْسِ آنها خودشان را تكذيب كرده و اباطيل آنان را به آرزوهاي دور و دراز كشانيده است . مردم به جايگاه بلند و صعب العبوري بالا رفته اند ، كه از آن مقام بلند قدمهايشان خواهد لغزيد و بر زمين افكنده خواهند شد .
در انتخاب امام به عقل ناقص خود مناضله كردند و به رأي باطل خويش به مبارزه با امام برخاستند و چيزي جز دوري از حق را به دست نياورند، خداوند آنان را بكشد كه دروغ و افترا بستند .
آنان مقام مشكلي را براي خود اتخاذ كرده و سخنان دروغ گفته و افترا بسته و از طريق حق و صراط مستقيم منحرف شدند و در حيرت و سرگرداني فرو رفتند و از روي بصيرت و بينش امام را ترك كردند .
شيطان كارهاي آنها را در نظرشان جلوه داده و آنان را از راه حق بازداشت در حالي كه آنها راه درست را تشخيص داده بودند و حقّ را از ناحقّ تمييز مي دادند.
آنها از امامي كه خداوند و پيغمبرش اختيار كرده بودند اعراض نمودند و از امامي كه خود انتخاب كرده بودند متابعت نمودند ، در صورتي كه قرآن آنان را مخاطب قرار داده و فرموده است :
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يشآءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرهًُْ سُبْحانَ اللهِ وَ تَعالي عَمّا يُشْرِكُونَ۳۰
و نيز فرموده است :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهًٍْ اِذا قَضَي اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً اَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَهًُْ مِنْ اَمْرِهِمْ۳۱
و همچنين فرموده است :
ما لَكُمْ كَيفَ تَحْكُمُون ، اَم لَكُم كِتابٌ فيهِ تَدرسُونَ اِنَّ لَكُمْ فيهِ لَما تَخَيِّرونَ ، اَم لَكُمْ اَيمانٌ عَلَيْنا بالِغَهًٌْ اِلي يَومِ القيامَهًِْ اِنَّ لَكُمْ تَحْكُمُونَ سَلْهُمْ اَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعيمٌ اَمْ لَهُمْ شُركاءُ فَلْيَأتُوا بِشُرَكائِهِمْ اِنْ كانوُا صادِقينَ. ۳۲
و نيز فرموده است :
اَفَلا يَتَدَبَّرونَ القرآن اَم عَلي قُلُوبٍ اَقفالُهآ۳۳
و نيز فرموده است :
وَ طُبعِ عَلي قُلوبِهِمْ فَهم لا يَفْقَهُون ۳۴
و نيز فرموده است :
قالُوا سَمِعنا وَ هُم لايِسمَعونَ ، اِنَّ شرَّ الدَّوابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لايَعقِلُونَ وَ لَوْ عِلَم اللهُ فيهمْ خَيْراً لاَسْمَعَهُم وَ لَوْ اَسْمَعَهُم لَتَوَلَّوا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ۳۵
و يا همچنين فرموده است :
قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا ۳۶
امامت فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد عطا مي كند و پروردگار داراي فضل بزرگي است . آنان چگونه مي توانند امام را انتخاب كنند ، در صورتي كه امام عالم است و ناداني در آن راه ندارد و نگهباني است كه از زير دستان حمايت كرده و آنها را تنها نمي گذارد.
امام ، معدن قداست و پاكي و مركز عبادت و زهد و علم است ، امام به دعوت مخصوص پيغمبر معرفي شده و از ذرّيهي پاك حضرت زهراي بتول مي باشد ، در نسب آن هيچ غلّ و غشي وجود ندارد ، و هيچ صاحب حسبي به آن نمي رسد .
امام ، از عترت حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) بوده و با رضايت خداوند متعال برگزيده ميشود.
امام ، شريف ترين اشرف و شعبهاي از خاندان عبدمناف است ، علمش همواره در تكامل و حلمش كامل مي باشد ، در امامت متبحّر و در سياست ماهر و عالم است . اطاعتش بر بندگان واجب و همواره به اوامر خداوند متعال قيام و اقدام مي كند ، بندگان خدا را نصيحت كرده و دين خدا را حفظ مينمايد.
پيغمبر و پيشوايان عليهم السلام همواره موفّق به توفيقات الهي هستند و از علوم خفيه پروردگار و حكمت و دانش او برخوردار مي گردند و ديگران از اين موهبت محروم مي باشند .
علم و دانش آنها از علوم اهل زمانشان بالاتر است و خداوند متعال مي فرمايد:
اَفَمْنَ يَهْدي اِليَ الْحَقَّ اَحَقُّ اَنْ يُتَّبَعَ اَمَّنْ لا يَهِدّي اِلاّ اَنْ يُهْدي فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.۳۷
و خداوند متعال همچنين فرموده است :
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَهًَْ فَقَدْ اُوتِيَ خَيْراً كَثيراً۳۸
و خداوند تعالي درباره طالوت فرموده است :
اِنَّ اللهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَزادَهُ بَسْطَهًًْ في الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللهُ يُؤْتي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَليمٌ۳۹
و خداوند خطاب به پيامبر خويش فرموده است :
اَنْزَلَ اللهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الحِكمَهًَْ وَ عَلَّمَكَ مالَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ انَ فَضْلُ اللهِ عَلَيْكَ عَظيماً ۴۰
و خداوند در قرآن در باره ائمه اهل بيت عليهم السلام فرموده است:
اَمْ يَحسُدُونَ النّاسَ عَلي مآ اتا هُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ ، فَقَدْ اتَيْنا آلَ اِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهًَْ وَ اتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً ، فَمِنْهُم ْ مَنْ امَنَ بِهِ وَ مِنْهُم مَن صَدَّ عَنْهُ وَ كفي بِجَهَنَّمَ سَعيراً۴۱
هرگاه خداوند بنده اي را براي امور بندگانش انتخاب كرد ، به او شرح صدر عطا مي كند و دل او را از علم و حكمت سيراب مي گرداند و به او از علوم خود الهام مي نمايد ، پس از اين رو از پاسخ سوالات باز نمي ماند و در طريق صواب حيران و سرگردان نمي باشد .
امام ، معصوم و مؤيّد، و موفق و مسدّد است ، از خطا و لغزش مأمون و از اشتباه و خطا مصون مي باشد، خداوند او را اين چنين خلق كرده كه تا براي بندگانش حجت باشد و شاهد در ميان مردم گردد و اين فضيلتي است كه خداوند به هر كس بخواهد مي دهد وخداوند صاحب فضل بزرگ است.
آيا مردم توانايي دارند اين چنين امامي با اين صفات اختيار كنند و يا كسي را كه اختيار كرده اند داراي اين صفت مي باشد تا او را بر ديگران مقدّم دارند.
به خداوند سوگند از حق تجاوز كردند و كتاب خداوند را پشت سرافكندند و گويا نمي دانند چه كاري مرتكب شده اند ، هدايت و شفا در كتاب خداوند است ، وليكن اين مردم آن را دور انداختند و از هوي و هوس خود پيروي كردند.
خداوند متعال آنان را مذمت كرد و سرزنش فرمود و از خود دور ساخت و فرمود:
« وَ مَن اَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوئه بَغَيْرِ هُديً مِنَ اللهِ اِنَّ اللهَ لا يَهدِي الْقَوْمَ الظّالِمينَ۴۲
و نيز خداوند مي فرمايند :
فَتَعساً لَهم وأَ ضَلَّ أعْمالَهُم۴۳
و نيز خداوند مي فرمايند :
كَبُرَ مَقتاً عِندَ اللهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ كَذلكَ يَطْبَعُ اللهُ عَلي كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبّارٍ۴۴
درود و رحمت بر پيغمبر و آل او باد.۴۵
***
بيست و پنجم – حضرت امام رضا (عليهالسلام) ، در مجلس مأمون حضور يافتند و گروهي از دانشمندان عراق و خراسان هم در آن انجمن بودند.۴۶
مأمون خطاب به حاضران گفت ، مرا از معني اين آيه خبر بدهيد؛
ثُمَّ اَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِن عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِاِذْنِ اللهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ۴۷
سپس كتاب را ارث داديم به آن كساني كه از بندههاي خود برگزيديم باز هم بعضي از ايشان به خود ظلم كردند و بعضي راه عدالت پيمودند و برخي از ايشان با هر عمل خير با دستور حقّ سبقت بگيرند اين مرتبه در حقيقت همان فضل بزرگ است .
علماي حاضر به اتّفاق گفتند ، مقصود خداوند از «عبادِ برگزيده» همه امت است .
مامون به امام رضا عليه السلام گفت: يا اباالحسن شما چه مي فرمائيد؟
امام رضا (عليهالسلام) در حضور جمع پاسخ فرمودند: چنانچه اين ها مي گويند من نمي گويم، بلكه مي گويم مقصود خداوند تبارك و تعالي از بنده هاي برگزيده، خصوص عترت طاهره و خاندان پيغمبر است.
مامون گفت: چگونه خصوص عترت مقصود است نه همه امت؟
امام رضا عليه السلام پاسخ فرمودند: اگر مقصود ، همهي امت باشند ، بايد همه به بهشت روند زيرا خداوند دنبال آن مي فرمايد:
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالخَيْراتِ بِاِذْنِ اللهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ۴۸
برخي از آنها به خود ستم كنند و برخي به عدالت رفتار كنند و برخي به هر خيري كه سبقت جويند – با اجازه خدا – اين است آن فضيلت بزرگ – سپس همه را اهل بهشت قرار داده و فرموده است.
جَنّاتُ عَدنٍ تَدخُلُونَها۴۹
بهشت هاي عدني كه در آن در آيند.
بنابراين وراثت مخصوص عترت طاهره است نه ديگران ، سپس امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : همان كسان هستند كه خداي ايشان را در قرآن وصف كرده و فرموده است .
اِنّما يُريدُ اللهُ لِيُذهبَ عَنكمُ الرِّجسَ اَهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرُكُم تَطْهيراً۵۰
همانا خداوند مي خواهد پليدي را از شما خاندان ببرد و شما را به خوبي پاك گرداند.
و هم ايشان هستند كه رسول گرامي خداوند (صل الله عليه وآله) درباره ايشان مي فرمايند:
اِنّي مُخلَّفُ فيكُم الثَّقلَينَ كِتابَ اللهِ و عِترَتي – اهلَ بَيْتي – لَن يَفْتَرقا حَتي يَرِداعَليَّ الحَوضَ انظُرُوا كَيفَ تُخَلِّفُوني فيما ، يا اَيُّها النّاسُ لا تُعَلِّمُوهُمْ اَعْلَمُ مِنْكُمْ.
راستي من در ميان شما ثقلين را به جاي خود مي گذارم كه كتاب خدا و خاندان من هستند ،- اهل بيت من - هرگز از هم جدا نشوند تا در سر حوض به من برسند . شما بنگريد پس از من درباره آن دو چه ميكنيد، اي مردم به آنها چيزي نياموزيد ، زيرا آنها از شما داناترند.
حاضرين گفتند : يا اباالحسن به ما بگو كه عترت همان آل هستند يا غير از آل هستند؟
حضرت امام علي بن موسي الرضا (عليهالسلام) فرمودند : عترت همان آل هستند .
حاضرين پرسيدند ؛ كه اين رسول خدا (صل الله عليه وآله) كه از او خبر رسيده است كه مي فرمايند؛ « امتم همه ، آلِ من هستند » و همه اين كلماتِ ياران پيامبر است كه بر طبق خبر معروفي كه نتوان آن را ردّ كرد ، مي گويد: آل محمد (صل الله عليه وآله) امت او هستند.
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : به من بگوئيد كه صدقه بر آل محمد (صل الله عليه وآله) حرام است يا نه؟ گفتند : آري امام رضا(عليهالسلام) فرمودند : آيا صدقه بر همه امت حرام است ؟
گفتند : نه
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند:
اين فرق ميان امت و آل است و واي برشما كه كجا رفتيد؟
شما پشت به قرآن داديد يا شما مردمي بي اندازه رو هستيد؟ آيا ندانيد كه روايت در ظاهر خود درباره برگزيدههاي هدايت يافته است ، نه درباره ديگران؟
حاضرين گفتند : يا اباالحسن از كجا مي گويي؟
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند :
از كلام خداوند در قرآن كه مي فرمايد:
لَقَدْ اَرسَلنا نُوحاً وَ ابراهيمَ وَ جَعلْنا في ذُريَّتِهِما النُّبُوَّهًَْ وَالكتابِ فَمِنهُم مُهتَدٍ وَ كَثيرٍ مِنهُم فاسِقُون۵۱
به راستي به رسالت فرستاديم نوح و ابراهيم (عليهالسلام) را و نبوّت و كتاب را در نژادشان نهاديم ، برخي از آنان رهياب شدند و بسياري شان بدعمل شدند.
نبوت و كتاب در مهتدين گرائيدند، نه در فاسقين آيا ندانيد كه نوح از پروردگارش تبارك و تعالي اين چنين در خواست كرد.
فَقالَ رَبِّ اِنَّ ابْني مِنْ اَهْلي وَ اِنَّ وَعْدَكَ الحَقُّ ۵۲
پس گفت راستي پسرم از خاندانم بود و راستي وعده تو درست است .
امام رضا (عليهالسلام) ادامه دادند؛ و اين گفته براي آن بود كه خدايش وعده داده بود كه او را با خاندانش از غرق نجات بخشد و پروردگارش – تبارك و تعالي – نيز در پاسخ او فرمودند:
اِنَّهُ لَيْسَ مِنْ اَهْلِكَ اِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فلاتَسْئلْنِ ما لَيْسَ لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ اِنَّ اَعِظُكَ اَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ ۵۳
به راستي او از خاندان تو نبود، به راستي كه او ناشايسته كردار بود ، از من مخواه آنچه را نمي داني ، من به تو پند مي دهم تا اينكه از نادانان نباشي .
مأمون سوال كرد:
آيا خداوند عترت را برديگران برتري داده است؟
حضرت امام رضا (عليهالسلام) پاسخ فرمودند:
به راستي كه خداي عزيزِ جبّار ، عترت را بر ديگران در كتاب محكم ، برتري داده است.
مأمون سوال كرد:
اين موضوع در كجاي كتاب خدا است؟
حضرت امام رضا (عليهالسلام) پاسخ فرمودند:
در اين كلام الهي است كه خداوند مي فرمايند:
اِنَّ اللهَ اصْطَفي آَدَمَ وَ نُوحاً وَ الَ اِبْراهيمَ و الَ عِمرانَ عَلي العالَمينَ ذُريَّهًًْ بَعْضُها مِن بَعْضٍ. ۵۴
به راستي خداوند برگزيد آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان ، نژادي كه از يكديگرند و همچنين خداوند در محل ديگري از كتاب خود مي فرمايند.
اَمْ يَحْسُدُون الناسَ علي مآ اتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ فَقد اتينآ الَ اِبراهيمَ الكِتابَ و الحِكمَهًَْ و اتَيناهُم مُلكاً عظيما۵۵
يا بلكه حسد مي برند بر مردم ، نسبت به آنچه خدا از فضل خود به آنها داده ، به راستي به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان ملك بزرگي داديم .
حضرت امام رضا (عليهالسلام) ادامه دادند:
سپس خداوند خطاب گفتار خود را با ديگر مؤمنان كرده و فرموده است .
يا ايُّها الَّذينَ آمَنوا اَطيعُوا اللهَ و اطيعُوا الرَّسولَ و اُولي الاَمرِمِنكُم۵۶
اي كساني كه ايمان آورده ايد ، خداوند را اطاعت كنيد و رسول خدا و اولياي امرتان را اطاعت كنيد.
حضرت امام رضا (عليهالسلام) در ادامه فرمودند :
يعني كساني كه كتاب و حكمت به آنها ارث رسيده و به واسطه داشتن آن دو محسود ديگران شدند به قول خدا كه يا بلكه حسد برند به مردم بر آنچه خدا از فضل خود به آنها داده به راستي به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنها ملك وسيعي داديم – مقصود حقّ طاعت برگزيدگان پاك و تطهير يافته است و ملك در اينجا به معني حقِّ طاعت است.
حاضرين در مجلس پرسيدند:
آيا خداوند «اِصْطَفا» را در قرآن تفسير كرده است ؟
حضرت امام علي بن موسي الرضا (عليهالسلام) فرمودند :
آري خداوند ، اِصْطَفا را غير از معني در ظاهر قرآن در دوازده محل ديگر در باطن قرآن تفسير كرده است.
اول – كلام خداوند كه مي فرمايد:
وَ اَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الاقْرَبينَ وَ رَهْطِكَ الْمُخْلَصينَ ۵۷
بيم بده ، نزديكترين عشيرهات را و تيره خالص شده ات را ، كه در قرائت ابي بن كعب چنين است ، و در مصحف عبدالله بن مسعود هم ثبت است و زماني كه خليفه دستور داد قرآن را جمع آوري نمايند ، اين آيه را از قرآن حاضر نهان نمود و اين منزله رفيعه و فضل عظيم و شريف والايي است هنگامي كه خداوند بدين كلمه قصد آن كرده است.
دوم – آيه « اصطفا» در قول خداست ؛
اِنّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطّهيراً ۵۸
همانا خداوند اراده كرده كه از شما پليدي را ببرد كه شما اهل بيت و خاندان هستيد و شما را به خوبي پاك كند .
و اين فضيلتي است كه هيچ معاندي منكر نيست زيرا فضيلت روشني براي اهل بيت پيامبر مي باشد.
سوم – آيهي مباهله است كه خداوند هنگامي كه پاكان خود را ممتاز كرد و در آيه مباهله پيغمبرش را فرمان داد و فرمود :
فَقُلْ تَعالوا نَدْعُ اَبنآئَنا وَ ابنائَكُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَي الْكاذِبينَ. ۵۹
بگو ، بيائيد تا بخواهيم پسران ما و پسران شما را و زنان ما و زنان شما را و نفس ما و نفس شما را ، سپس به درگاه خدا زاري كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان مقرر داريم.
سپس پيامبر علي و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام را آورد و آنان را با خود نزديك ساخته است ، آيا مي داني معني اَنفُسنا و اَنفُسَكْم چيست ؟
حاضرين گفتند مقصود خود آن حضرت است.
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : خير ، غلط گفتيد به راستي مقصود از اَنْفُسَنا علي (عليهالسلام) است و يك دليل آن گفته وكلام پيغمبر (صلياللهعليهوآله) است در هنگامي كه فرمود بايد بني وليعه ( تيرهاي از كنده يمن بودند) باز ايستند و گرنه مردي بر سر آنها فرستم كه همچون خود من است ؛ مقصودش علي (عليهالسلام) بود ، اين خصوصيتي است كه احدي بر آن سبقت نجسته است و فضيلتي است كه بشري مخالف آن نيست . شرفي است كه هيچكس بر آن پيشي نگرفته ، زيرا نفس علي (عليهالسلام) را چون نفس خود قرار داده است.
چهارم- حضرت پيغمبر همه مردم را از مسجد خود بيرون كرد ، غير از عترت را و چون مردم در اين باره سخن گفتند؛ و عباس هم گفت؛ يا رسول الله علي را با خود در مسجد ساكن نگذاردم و من شما را بيرون نكردم بلكه خداوند او را در مسجد گذاشت و شما را بيرون كرد ، و در شرح اين كار ، گفتار آن حضرت است درباره علي (عليهالسلام) كه فرمود :
اَنتَ مِنّي بِمَنزَلْهًِْ هارُونَ مِن موسي
نسبت تو به من همچون نسبت هارون به موسي است .
حاضرين سوال كردند : اين موضوع در كجاي قرآن است ؟
حضرت امام رضا (عليهالسلام)در پاسخ فرمودند:
من در اين باره آيه قرآن دارم و براي شما مي خوانم .
حاضرين گفتند : پس بياوريد.
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند :
در اين آيه اي كه من بر شما قرائت مي كنم .
حاضرين گفتند : پس قرائت نمائيد .
حضرت امام رضا (عليهالسلام) ادامه دادند؛
قالَ اللهَ عزوجّل : وَ اَوحَينا اِلي مُوسي وَ اَخيهِ اَنْ تَبَوَّءْ َْا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَهًًْ ۶۰
خداوند عزوجل مي فرمايد ؛ و وحي كرديم به موسي و برادرش كه براي قوم خود در مصر خانههايي فراهم كنيد و خانه هاي خودتان را قبله سازيد .
در اين آيه منزلت و مقام هارون نسبت به موسي بيان شده است و در آن نيز بر منزلت و مقام علي (عليهالسلام) نسبت به رسول خدا (صلياللهعليهوآله) دلالت مي نمايد و به همراه آن است راهنماي روشني از گفته رسول خدا (صلياللهعليهوآله) در هنگامي كه فرمودند :
اِنَّ هذا الْمَسجِدُ لا يَحِلُ لِجُنُبٍ وَلا لِحائِضٍ اِلاّ لِمُحَمَّدٍ وَ آل محَمَّدٍ.
به راستي اين مسجدي است كه براي هيچ جنب و حائضي سكونت در آن حلال نيست ، غير از محمد و آل محمد .
حاضرين گفتند : اين شرح و بيان يافت نمي شود مگر نزد شما و اهل بيت رسول خدا (صلياللهعليهوآله)
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند :
چه كسي منكر آن است ؟ با اين كه رسول خدا (صلياللهعليهوآله) مي فرمايد :
اَنا مَدينَهًُْ العِلْمِ وَ عَليُّ بابُها فَمَنْ اَرادَ الْمُدينَهًَْ العِلمُ فَلْيَأتِها مِنْ بابِها.
من شهر علم هستم و علي در آن است ، هر كه بخواهد به شهر علم درآيد بايد از در درآيد.
در آنچه ما از فضل و شرف و تقدّم و اصطفا و طهارت توضيح داديم چيزي است كه جز معاند ، منكر آنها نگردد و سپاس بر اينها هم از آن خداوند عزوجل مي باشد .
پنجم – كلام خداوند عزوجل در قرآن است كه مي فرمايد :
وَ آتٍ ذَالقُربيَْ حَقَّهُ ۶۱
به ذي القربي حقَّش را بده .
اين يك خصوصيتي است كه خداوندِ عزيز جبار ايشان را به آن مخصوص كرد و ايشان را بر همه امت برگزيد ، چون اين آيه بر رسول خدا (صلياللهعليهوآله) نازل شد فرمود: فاطمه را نزد من بخوانيد او را دعوت كردند و پيغمبر فرمود : اي فاطمه جواب گفت : لبيك يا رسول الله ، فرمود : فدك ملكي است كه به زور و قدرت قشونِ اسب سوار گرفته نشده و در برابر همه مسلمين مخصوص به خود من است و من آن را به تو دادم چون خداوندِ من به اين موضوع مرا فرمان داده آن را براي خودت و فرزندانت برگير.
ششم – كلام خداوند عزوجل در قرآن است كه مي فرمايد:
قُل لا اَسْئلُكُم عَلَيْهِ اَجراً اِلاَّ الْمَوَدَّهًَْ في الْقُربيَْ ۶۲
بگو من از شما مزدي نخواهم جز دوستي با خويشانم
اين امتيازي است كه براي پيغمبر در برابر ديگر پيغمبران و خصوصيتي است براي آل او در برابر ديگران و اين براي آن است كه خداوند از پيغمبران در ضمن ذكر حضرت نوح حكايت كرده كه در قرآن كريم مي فرمايد:
وَ يا قَوْمِ لا اَسْئلُكُم عَلَيهِ مالاَ اِنْ اَجْريَ اِلاّ عَلي اللهِ وَ ما اَنا بِطارِدِ الَّذينَ آمَنُوا اِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَلكنّي اَرئَْكُمْ قَوماً تَجهَلُون ۶۳
اي قوم من از شما مالي نخواهم مزد من نيست مگر با خدا من كساني را كه گرويدند از خود دور نكنم زيرا آنان با پروردگارشان ملاقات دارند ولي من مي نگرم كه شماها مردم ناداني هستيد.
و خداوند در قرآن از قوم هود حكايت مي فرمايد:
لا اَسْئلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً اِنْ اَجْريَ اِلاّ عَلَي الَّذي فَطَرني أَفَلا تَعْقِلُونَ ۶۴
من از شما مزدي نمي خواهم ، مزد من نيست جز با كسي كه مرا آفريده، آيا تعقل نمي كنيد.
و خداوند به پيغمبر خاتم خود فرمود:
بگو من از شما مزدي نخواهم جز دوستي با نزديكانم .
خداوند دوستي آنان را واجب نكرد، مگر براي آنكه مي دانست كه هرگز از دين بر نمي گردندو هرگز به گمراهي نگرايند و نكته ديگر اينكه اگر مردي دوستدار مزدي است و يكي از خاندان او دشمن او باشد دلش با او درست نيست و خداوند خواست و در دل رسول خدا (صلياللهعليهوآله) نسبت به مومنان هيچ نگراني نباشد براي اين بود كه دوستي ذيالقربي را براي آنها فرض كرد كه تا هر كه بدان عمل كرد و رسول خدا (صلياللهعليهوآله) و خاندانش عليهم السلام را دوست داشت ، رسول خدا را نرسد با او دشمني داشته باشد و هر كه آن را از دست داد و دشمن خاندان پيغمبرش شد بر رسول خدا (صلياللهعليهوآله) حقّ است كه او را دشمن بدارد زيرا كه واجبي از واجبات خدا را ترك كرده است و كدام فضل و شرف از اين جلوتر است و چون خدا اين آيه را بر پيغمبرش (صلياللهعليهوآله) نازل كرد كه؛ بگو از شما مزدي نخواهم جز دوستي خويشانم. رسول خدا (صلياللهعليهوآله) در ميان اصحابش بپا خاست و خدا را حمد و ستايش كرد و فرمود:
اي مردم خدا بر شما امري واجب كرده ، آيا شما آن را ادا مي كنيد؟ و احدي به او جواب نداد ، و روز ديگر حضرت رسول (صلياللهعليهوآله) در ميان آنها بپاخاست و همان مطلب را بيان داشت و احدي پاسخ نگفت ؛ و روز سوم مجدداً برخاست و در ميان آن مردم فرمود؛ اي مردم ، راستي خدا بر شما امري واجب كرده آيا شما آن را انجام مي دهيد و كسي به آن حضرت جواب نداد.
حضرت پيغمبر رسول خدا (صلياللهعليهوآله) فرمود: اي مردم اين واجب راجع به طلا و نقره و خوردني و نوشيدني نيست گفتند: آن را بياور ، پس اين آيه را بر آنها خواند و گفتند : اگر همين است ، آري و بيشتر ايشان به آن وفا نكردند.
سپس حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : پدرم از جدّم از پدرانش از حسين بن علي(عليهم السلام) برايم باز گفت ؛ كه مهاجر و انصار نزد رسول خدا (صلياللهعليهوآله) گرد آمدند و گفتند: يا رسول الله تو براي خودت و كساني كه بر تو وارد مي شوند هزينه لازم داري ، همه دارائي و جان ما در اختيار تو است و هر حكمي بكني خوش رفتار و مأجور هستي ، هر چه خواهي ببخش و هر چه خواهي نگهدار ، بر شما هيچ اعتراضي نيست و خداوند روح الامين را فرو فرستاد و گفت : اي محمد بگو من از شما مزدي نخواهم جز دوستي خويشاوندانم پس از من خويشانم را نيازداريد و همه بيرون شدند و بعضي با هم گفتند رسول خدا (صلياللهعليهوآله) از پيشنهاد ما رخ نتافت ، مگر براي اينكه ما را به دوستي خويشانش وادار كند و اين آيه كه خواند في المجلس از خود در آورد و اين گفتارشان بزرگ و ناروا بود و خداوند اين آيه را نازل فرمود:
اَم يَقُولُونَ افْترئهُ قُلْ اِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لي مِنَ اللهِ شَيْئاً هُوَ اَعْلَمُ بِما تُفيضُونَ فيهِ كَفي بِهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (قرآن كريم – سوره احقاف آيه 8)
بلكه مي گويند افترا بسته است بگو اگر من او را افترا بستم شما از طرف خدا اختياري نداريد او داناتر است به آنچه اشاعه مي دهيد ، او بس است كه ميان من و شما گواه باشد ، و او غفور و رحيم است .
سپس پيامبر اسلام (صلياللهعليهوآله) به دنبال ايشان فرستاد و پيغام فرمود كه آيا خبر تازه اي است؟ گفتند : آري ، يا رسول الله ، به خدا بعضي از ما سخن ناشايسته اي گفتند و ما آن را بد داشتيم و رسول خدا (صلياللهعليهوآله) اين آيه را بر آنها خواند و گريستند و سخت گريستند و خداي تعالي اين آيه را فرو فرستاد : وَ هُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَهًَْ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفعَلُونَ ۶۵و اوست كسي كه مي گذرد از بدكرداري ها و مي داند چه مي كنيد. (تحف العقول – صفحه 454)
هفتم – خداوند در كتاب شريف قرآن مي فرمايد:
اِنَّ اللهَ و مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلي النَّبِيِّ يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا صَلُّوا عَلَيهِ وَ سَلَّمُوا تَسليماً ۶۶
به راستي خداوند و فرشته هايش بر پيغمبر صلوات مي فرستند ، اي كساني كه گرويديد بر او صلوات فرستيد و به خوبي درود بگوئيد.
معاندان هم مي دانند كه چون اين آيه نازل شد گفته شد ، يا رسول الله درود بر تو را مي فهميم، صلوات بر تو چگونه است ؟ حضرت پيامبر اسلام (صلياللهعليهوآله) پاسخ فرمودند : مي گوئيد؛ اللهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيْتَ عَلي اِبْراهيمَ و الَ اِبْراهيمَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ
بار خدايا رحمت فرست بر محمد و آل محمد چنانچه رحمت فرستادي بر ابراهيم و آل ابراهيم راستي تو حميد و مجيدي.
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : آيا ميان شما حاضرين در اين باره اختلافيست ؟ گفتند: نه.
مأمون نيز گفت : در اينجا اختلافي نيست و مورد اجماع است آيا شما راجع به آل چيزي روشنتر از اين در قرآن داريد؟
امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : به من بگوئيد از اين قول خداي عزوجل در قرآن كريم :
يس وَ الْقرآن الْحَكيمِ اِنَّكَ لَمِنَ المُرْسَلينَ عَلي صَراطٍ مُسْتَقيمٍ ۶۷
مقصود از «يس» كيست؟ همهي حاضرين گفتند: «يس» ، محمد است و اين موضوع شكّي ندارد.
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند : خداوند به محمد و آل محمد از اين راه فضلي داده كه هر كه تعقل كند به كنه آن نرسد و اين براي آن است كه خدا بر احدي سلام نفرستاده مگر بر پيغمبران و خداوند تبارك و تعالي فرموده است:
سلامٌ عَلي نُوحِ في العالَمين۶۸
سلام بر نوح در جهانيان .
و فرمود : سَلامٌ عَلي اِبراهيم ۶۹
سلام بر ابراهيم .
و فرمود : سَلامٌ عَلي موسي و هروُن ۷۰
سلام بر موسي و هارون .
و خداوند نفرمود، سلام بر آل نوح و نفرمود، سلام بر آل ابراهيم و نفرمود سلام بر آل موسي و هارون.
ولي خداي عزوجل فرمود:
سَلامٌ عَلي الِ يس ۷۱
سلام بر آل يس
يعني سلام بر آل محمد (صلياللهعليهوآله).
مأمون اذعان داشت و گفت : من كه به خوبي دانستم كه شرح و بيان اين در معدن نبوت است . (تحف العقول – صفحه 456)
هشتم- خداوند در كتاب شريف قرآن فرموده است :
وَ اعْلَمُوا اَنَّما غَنِمْتُم مِنْ شَيءٍ فَاَنَّ للهِ خُمُسَهُ وَ لِلَّرسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبي ۷۲
و بدانيد هر آنچه غنيمت برداريد به راستي كه از آن خداست خمس آن و از آن رسول خدا و ذي القربي.
خداوند ، سهم ذي القربي را قرين و نزديك سهم رسول خود (صلياللهعليهوآله) قرار داد، اين است فاصله بين آل و امت ، زيرا خدا آنان را در جاي مقرّر داشته و همه امت را در جايي پايين تر از آن و براي آل آن را پسنديده كه براي خود پسنديده و آنها را بر گزيده و به خود آغاز كرد، سپس رسول خود را دوم آورده و سپس ذي القربي را ، در هر آنچه از خراج و غنيمت و غير از آن خداي عزوجل براي خود پسنديده و براي آنان پسنديده و فرموده و گفتار او حق است و بدانيد كه هر آنچه را غنيمت برديد از آن خداست خمس آن و از آن رسول خدا و ذي القربي . اين تأكيد شديد و فرمان پيوستي است براي آنها تا روز رستاخيز ، در كتاب گوياي خدا كه ناحقّ را از پيش و از دنبال در آن راهي نيست و نازل از طرف خداي حكيم حميد است .
و اما اين كه در دنبالش فرمايد، ايتام و مساكين هم سهمي دارند . براي آنها موضوع موقت است ، زيرا وقتي يتيم بالغ شد از مصرف غنيمت خارج مي شود و بهره اي ندارد و همچنين مستمند كه توانگر شد ديگر از غنيمت بهره اي ندارد و روا نيست از آن بگيرد ، ولي سهم ذي القربي تا روز قيامت به جا است چه توانگر باشند چه مستمند ، زيرا به جز ذي القربي كسي نيست كه سهم خدا و رسول خدا را بتواند بگيرد. خدا براي خود از آن سهمي مقرر داشت و براي رسول خود پسنديد براي ذي القربي پسنديد و همچنين از خراج هم هر چه براي خودش و پيغمبرش پسنديد براي ذي القربي پسنديد ، چنانچه در غنيمت براي آنها تجويز كرد ، به خود آغاز كرد سپس به رسول خدا (صلياللهعليهوآله) سپس به آنها و سهمشان را قرين سهم خدا و رسولش ساخت و همچنين است در حق طاعت خدا عزوجل فرمايد (59-نسا) اي كساني كه ايمان آوردهايد ، خدا را اطاعت كنيد و از رسول و اولياء امر از خودتان اطاعت كنيد ، در اينجا هم به خود آغاز كرد سپس به رسول خود سپس به خاندان رسول و همچنين است آيه ولايت (56-مائده) . همانا سرپرست شما خداست و رسولش و آن كساني كه گرويدند ولايت آنها را همراه اطاعت از رسول و قرين اطاعت از خود ساخته چنانچه سهم خود را با سهم رسول مقرون به سهم آن نموده در غنيمت و خراج ، تبارك الله كه چه اندازه نعمتش بر اهل اين خاندان بزرگ است و چون داستان صدقه در ميان آمد ، خداوند خودش را منزه از آن دانست و رسولش را منزه دانست و خاندان رسولش را هم منزه دانست و فرمود (60-توبه) همانا صدقات از آن فقيران و مستمندان و براي تأليف قلوب و آزاد كردن بنده و پرداخت بدهي بدهكاران و در راه خدا و براي ابن سبيل است كه از طرف خدا مقرر گرديده . آيا در اينجا تصور كردي كه براي خود سهمي مقرر داشته يا براي رسول خود و يا براي ذي القربي زيرا چون ذي القربي را از صدقه منزه دانست خودش را هم منزه دانست و رسول خود را هم منزه دانست و اهل بيت را هم منزه دانست ؟ نه بلكه صدقه را بر آنها حرام كرد، زيرا صدقه بر محمد و خاندان او حرام است و آن چرك مردمانست و براي آنان حلال نيست زيرا از هر دنس و چركي پاك شدند و چون آنها را پاك كرده و برگزيده براي آنها پسنديده آنچه را براي خود پسنديده و براي آنها بد دانسته آنچه را براي خود بد مي داند. (تحف العقول – صفحه 457)
نهم – ما همان اهل ذكر هستيم كه خداوند در كتاب محكم خود مي فرمايد :
فَاسْئَلُوا اَهْلَ الذِّكْرِ اِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ۷۳
بپرسيد از اهل ذكر اگر شما نمي دانستيد.
حاضرين گفتند : به راستي همانا مقصود خداوند همين يهود و نصاري هستند.
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند:
آيا چنين دستوري رواست ؟ در صورتي كه آنان ما را بدين خودشان دعوت مي كنند و ميگويند كه آن از دين اسلام بهتر است .
مأمون گفت : اي علي بن موسي ، آيا در نزد شما بياني مخالف با آنچه حاضرين مي گويند موجود مي باشد ؟
حضرت اباالحسن امام علي بن موسي الرضا (عليهالسلام) پاسخ فرمودند : آري مقصود از ذكر رسول خدا است و ما خاندان او هستيم و اين معني را خداوند در قرآن شريف خود بيان داشته است به آيه خود كه فرموده است :
فَاتَّقُوا اللهَ يآ اُوليِ الْاَلْبابِ الَّذينَ آمَنُوا قَدْ اَنْزَلَ اللهُ اِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولاَ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللهِ مُبَيِّناتٍ ۷۴
از خداوند بپرهيزيد اي خردمندان ، كساني كه گرويديد به تحقيق خداوند به سوي شما فرستاده است ذكر را ، رسولي كه آيات روشن را براي شما مي خواند .
پس «ذكر» رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است و ما خاندان و اهل او هستيم . (تحف العقول – صفحه 459)
دهم – خداوند در قرآن كريم خود مي فرمايد :
حُرِّمَتْ عَلَيكُمْ اُمَّهاتُكُم وَ بَناتُكُمْ وَ اَخَواتُكُمْ ۷۵
حرام است بر شما مادران شما و دختران شما و خواهران شما .
به من بگوئيد ، دختر من و دختر پسرم يا هر چه از نسل من به وجود آيند ، اگر رسول خدا زنده باشد ، مي تواند آنها را به زني گيرد؟
گفتند : نه
حضرت امام رضا (عليهالسلام) پرسيد:
بگوئيد ، دختران شما را مي تواند به زني گيرد؟
گفتند: آري ،
حضرت امام رضا (عليهالسلام) فرمودند :
همين ، خودش بيان اين است كه ما آل او هستيم و شما آل او نيستيد و اگر آل او بوديد دختران شما هم بر او حرام بود چنانچه دختران من بر او حرامند ، زيرا ما آل او هستيم و شما از امّت او هستيد و اين فرق روشني است ميان آل و امّت زيرا آل از او هستند و امت كه از نژاد او نباشند از او نيستند . (تحف العقول – صفحه 459)
يازدهم – قول خدا در سورهي مومن كه مي فرمايد :
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَونَ يَكْتُمُ ايمانُهُ اَتَقْتُلُونَ رَجُلاً اَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللهُ وَ قَدْ جآءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ ۷۶
و مردي مومن از خاندان فرعون كه ايمان خود را نهان مي داشت ، گفت : آيا شما مردي را ميكشيد كه مي گويد پروردگارم خدا است با اينكه از پروردگارتان معجزات آورده است .
آن مرد خالهزاده فرعون بود ، او را هم نژاد فرعون دانسته وهم كيش او ندانسته و همچنين ما چون از نژاد رسول خدا هستيم به او خصوصيت خانداني و پيوستگي نسبي داريم و با مردم مسلمان ديگر در همكيشي بودن و مسلمان بودن به طور عموم شرك داريم .
اين هم خود فرقي است ميان آل و امت . (تحف العقول – صفحه 460)
دوازدهم – كلام خداوند در قرآن شريف است كه مي فرمايد:
وَ أْمُرْ أهْلَكَ بِالصَّلاهًِْ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها ۷۷
فرمان ده ، خاندان خود را به نماز و بر آن پايدار باش.
ما را به اين فرمان مخصوص داشت كه به طور عموم فرمان داد و در برابر امت به طور خصوص هم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هر روز پشت در خانه علي و فاطمه مي آمد پس از نزول اين آيه تا نُه ماه در هر وقت نماز در پنج نوبت و مي فرمود:
« اَلصَّلاهًَْ ، يَرْحَمَكُمُ الله »
نماز ! خداوند شما را رحمت كند .
1 – اخبار و آثار امام رضا عليه السلام ، صفحه 558- روايت 1
2 - اخبار و آثار امام رضا عليه السلام ، صفحه 558- روايت 2
۳- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 591- روايت 66
۴- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 591- روايت 68
۵ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 559- روايت 4
۶ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 561- روايت 7
۷- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 564- روايت 11
۱۱ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 565- روايت 19
۱۲ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه573- روايت 24.
۱۳- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 577- روايت 30
۱۴- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 579- روايت 32.
۱۵ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 581- روايت 42
۱۶- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 587- روايت 35
۱۷- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 588- روايت 55
۱۸ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 590- روايت 63
۱۹ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 591- روايت 65
۲۰- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 591- روايت 70
۲۱ - اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 581-روايت 40
۲۲- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 582
۲۳- اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 583
۲۴– عبدالعزيز بن مسلم – نقل از اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام – صفحه 322
۲۵– قرآن كريم – آيه 59- سوره مائده
۲۶– قرآن كريم – آيه 3 – سوره مائده
۲۷ – قرآن كريم – آيه 124- سوره بقره
۲۸ – قرآن كريم – آيه 124- سوره بقره
۲۹– قرآن كريم – آيات 72و 73- سوره انبياء
۳۰ – قرآن كريم – يه 68- سوره آل عمران
۳۱ – قرآن كريم – آيه 68- سوره قصص
۳۲ – قرآن كريم آيه 36- سوره احزاب
۳۳– قرآن كريم – آيه 36 الي 41 – سوره قلم
۳۴– قرآن كريم – آيه 24- سوره محمد
۳۵ – قرآن كريم – آيه 87- سوره توبه
۳۶– قرآن كريم – آيه 21- الي 23- سوره انفال
۳۷ – قرآن كريم – آيه 93- سوره بقر
۳۸– قرآن كريم – آيه 35 – سوره يونس
۳۹– قرآن كريم – آيه 269- سوره بقره
۴۰– قرآن كريم – آيه 247- سوره بقره
۴۱– قرآن كريم – آيه 113- سوره نساء
۴۲– قرآن كريم – آيات 54و 55- سوره نساء
۴۳-قرآن كريم – آيه 50- سوره قصص
۴۴-قرآن كريم – آيه 8- سوره محمد
۴۵-قرآن كريم – آيه 25- سوره غافر
۴۷تحف العقول – صفحه 448
۴۸-قرآن كريم – آيه 32سوره فاطر
۴۹ -قرآن كريم – آيه 30 سوره فاطر
۵۰ -قرآن كريم – آيه 31- سوره فاطر
۵۱-قرآن كريم – آيه 33- سوره فاطر
۵۲-قرآن كريم – آيه 26- سوره حديد
۵۳-قرآن كريم – آيه45- سوره هود
۵۴-قرآن كريم – آيه 46- سوره هود
۵۵-قرآن كريم – آيه 54- سوره نساء
۵۶-قرآن كريم – آيه 54- سوره نساء
۵۷-قرآن كريم – آيه 59 سوره نساء
۵۸-قرآن كريم – آيه 241 سوره شعراء
۵۹ -قرآن كريم – آيه 33 سوره احزاب
۶۰ -قرآن كريم – آيه 61- سوره آل عمران
۶۱– قرآن كريم – آيه 87- سوره يونس
۶۲– قرآن كريم – آيه 26- سوره اسراء
۶۳ – قرآن كريم – آيه 23- سوره شوري
۶۴– قرآن كريم – آيه 29- سوره هود
۶۵ – قرآن كريم – آيه 51- سوره هود.
۶۶– قرآن كريم – آيه 25- سوره شوري
۶۷ – قرآن كريم – آيه 1- سوره يس
۶۸– قرآن كريم – آيه 79- سوره صافات
۶۹– قرآن كريم – آيه 109- سوره صافات
۷۰– قرآن كريم – آيه 120 – سوره صافات
۷۱– قرآن كريم – آيه 130- سوره صافات
۷۲– قرآن كريم – آيه 42- سوره انفال
۷۳– قرآن كريم – آيه 43- سوره نحل
۷۴– قرآن كريم – آيات 10 و 11 سوره طلاق
۷۵– قرآن كريم – آيه 23- سوره نساء
۷۶– قرآن كريم – آيه 28 – سوره مؤمن
۷۷– قرآن كريم – آيه 132- سوره طه